استفاده از تم آخرالزمان در صنعت بازی های رایانه ای و بین بازی سازان و البته گیمر ها تبدیل به یک بستر بسیار محبوب برای رخ دادن وقایع بازی شده است و کم کم دارد تبدیل به یک پدیده ی همه گیر مانند استفاده از تم زامبی در بازی های رایانه ای می شود. شاید دلیل اصلی این علاقمندی […]

اینک آخرالزمان…. | برترین بازی‌های آخرالزمانی در تاریخ بازی های رایانه ای – بخش دوم

استفاده از تم آخرالزمان در صنعت بازی های رایانه ای و بین بازی سازان و البته گیمر ها تبدیل به یک بستر بسیار محبوب برای رخ دادن وقایع بازی شده است و کم کم دارد تبدیل به یک پدیده ی همه گیر مانند استفاده از تم زامبی در بازی های رایانه ای می شود. شاید دلیل اصلی این علاقمندی ریشه در ذات کنجکاو انسان برای یافتن پاسخ سوال هایی مثل ” در آینده چه می شود؟ ” و یا ” اگر نسل انسان در معرض نابودی قرار گیرد جهان چگونه خواهد بود؟ ” داشته باشد. طی چند سال اخیر و از طریق مدیوم های مختلف شامل فیلم های سینمایی، سریال ها و بازی های رایانه ای بارها و بارها به این مسئله پرداخته شده است و هر کدام به روش خود دنیایی را به تصویر کشیده اند که در ان به دلایل مختلف جهان از بین رفته است و عده ای از انسان ها باقی مانده اند و به هر شکل ممکن قصد دارند بقای خود را در دنیایی وحشی تضمین نمایند. انسان ها به گروه های مختلف تقسیم می شوند و همه به جان هم می افتند و حتی به خاطر نیازهای اولیه ای مانند غذا و اب یکدیگر را می کشند. اگر روزی ” جهان مانند تئاتری بود که انسان ها بازیگران ان بودند ” اکنون جهان به مانند جنگلی شده است که انسان ها حیوانات آن هستند و البته هم وحشی دارند و هم اهلی. زمانی که دنیا به جنگلی وحشی تبدیل شده است طبیعتا قانون جنگل بر ان حکفرما می شود و قوی تر ضعیف تر را از بین می برد. در چنین دنیایی دیگر نیازها هدف را تعیین نمی کنند و بلکه این هدف است که نیازها را تعیین می کند، هدفی به نام زنده ماندن و بقا. به طور خلاصه باید گفت وقتی با مفهوم پساآخرالزمان سروکار داریم نخستین کلمه ای که به ذهن ما خطور میکند کلمه ی بقاست. به راستی اگر روزی حادثه ای رخ دهد و جهان و نسل و انسان را در معرض نابودی قرار دهد چه انفاقی خواهد افتاد؟ اگر ما روزی درگیر چنین اتفاقی شویم تا چه حد شخصیتمان تغییر خواهد کرد؟ ایا تبدیل به انسانی دیگر نخواهیم شد؟” در این مطلب دو قسمتی قصد داریم تا به ۱۸ عدد از بازی هایی که داستان آنها در فضای آخرالزمان و پساآخرالزمانی رخ می دهند اشاره کنیم و آن ها را همراه شما برشماریم. بازی هایی که برخی از آن ها شاهکارهایی بی نظیر هستند و هر کدام برای ما خاطرات زیادی را رقم زده اند و بسیار محبوب هستند. به مانند همیشه و در مقالات ۱۰ برتر و ۲۰ برتر و … قبل از شروع این مطلب باید نکاتی را ذکر کنم که از شما عزیزان خواهشمندم آن ها را مطالعه نمایید تا شک و شبهه ای برای شما دوستان پیش نیاید.

برترین بازی‌های آخرالزمانی در تاریخ بازی های رایانه ای – بخش دوم

در ابتدا باید عرض کنم که قطعا جدا از این لیست که بنده تهیه کرده ام تعداد بسیار زیادی گزینه های دیگر وجود داشته اند که می توانستند در این مطلب حاضر باشند اما به هر حال تعداد محدودیت دارد و نویسنده، انتخاب هایی را که از نظر خود برتر بوده اند در لیست جای داده است. پس دقت کنید که این مقاله، “برترین عناوین دارای موضوع آخرالزمان در تاریخ بازی های رایانه ای ” به انتخاب بنده است، زیرا که اساس چنین مقالاتی این گونه است و سلیقه شخصی نیز بسیار اهمیت دارد. همچنین لازم به ذکر است که از هر فرنچایز سعی شده است تا یک بازی انتخاب شود. رتبه بندی و ترتیبی که در این لیست برای بازی های مختلف لحاظ شده است کاملا نظر شخصی نویسنده است و هیچ معیار و میزانی برای درست یا غلط بودن آن وجود ندارد زیرا پای سلیقه مطرح است البته سلیقه منطقی، نه این که مثلا کسی یک بازی که داستانش در زمان حال است را بیاورد و در صدر لیست بازی های آخرالزمانی قرار دهد و بگوید این سلیقه من است زیرا که این توهین به شعور مخاطب است اما به هر حال سلیقه شخصی نیز در چنین مقالاتی بسیار اهمیت دارد. قطعا در رده بندی این بازی ها سلائق و علائق با هم متفاوت است و بر اساس تجربه و خاطراتی که هر شخص دارد جایگاه ها را تعیین می کند و قاعدتا هر شخصی از هر بازی که خاطرات بیشتری داشته و به آن ها بیشتر علاقمند باشد، آن عناوین را بالاتر قرار خواهد داد. البته ما در این مطلب سعی کرده ایم تا بازی هایی را قرار دهیم که یک وفاق جمعی بین بسیاری از بازیبازان دنیا در مورد برترین بودن آنها در فضای آخرالزمانی برقرار است و بدون شک بازی های حاضر در این لیست در خیلی از ویدئوها و مطالب مربوط به برترین عناوین دارای موضوع آخرالزمان در تاریخ بازی های رایانه ای، با مطلب ما مشترک هستند. در نظر داشته باشید که عنوانی که مثلا من در رتبه ششم قرار داده ام دلیلی بر این نیست که آن بازی حتما و به صورت وحی منزل، ششمین بازی برتر آخرالزمانی تاریخ است، بلکه برای من این گونه است و شاید برای شما اول یا دهم باشد و یا شاید اصلا در لیست شما حضور نداشته باشد. نکته بعدی این که تمامی گزینه های این لیست بر اساس داشته ها و اطلاعات نویسنده گرد آوری شده اند و در این مطلب قرار گرفته اند. شاید شما عقیده داشته باشید که مثلا بازی دیگری می توند به جای فلان شماره از این لیست قرار بگیرد و یا جایگاه آن فرق کند. در اینجا نیز معیار و میزان ثابتی نداریم و عقل و منطق در کنار احساس و خاطرات است که در ذهن هر شخص با هم ترکیب می شوند و اسم هایی مختلف را به عنوان خروجی بیرون می دهند. پس بهتر است تا این مطلب را به عنوان یک مقاله سرگرم کننده که به همراه آن برخی خاطراتتان را مرور خواهید کرد، نگاه کنید. با بیان این نکات اگر تا کنون به خواندن مقاله ادامه داده اید از شما دعوت می کنم تا در ادامه قسمت دوم و پایانی مطلب “برترین عناوین دارای موضوع آخرالزمان در تاریخ بازی های رایانه ای” با بنده و وبسایت تحلیلی خبری گیمفا همراه شوید.

  • نکته: دوستان عزیز توجه داشته باشید که سری رزیدنت اویل به دلیل این که یک دنیا آخرالزمانی کامل ندارد و در آن هنوز دنیا سر جایش است و دولت ها و پلیس و رئیس جمهور و … همگی مشغول هستند و دنیا به آخر نرسیده است (خودمان همواره نگذاشتیم به آخر برسد با کمک لیان و سایر بر و بچ اویل!) و بیشتر یک بحران شهری و منطقه ای است که همیشه رفعش می کنیم، در این لیست قرار نگرفته است، وگرنه کسی در شاهکار بودن این سری و شایستگی اش برای قرار گرفتن در رتبه های نخست هر لیستی که نامش در آن بیاید، شکی ندارد.

۹ – The Walking Dead: Season  ۱&2

The Walking Dead: Season  ۱&2

سازنده:  Telltale Games

ناشر:  Telltale Games 

ژانر:  Adventure

پلتفرم مقصد:  Microsoft Windows ,OS X ,PlayStation 3 ,PlayStation 4 ,PlayStation Vita ,Xbox 360 ,Xbox One ,Android ,iOS

سال انتشار:  ۲۰۱۲

امتیاز متا:  ۹۴/۱۰۰

سری عناوین The Walking Dead خودشان به اندازه کافی تاریک و غمناک هستند و حالا با تعطیل شدن استودیوی فقید تل تیل، داستان این سری دراماتیک تر هم شده است و به عنوان یادگار این سازنده دوست داشتنی که در این اواخر مقداری به بیراهه رفت محسوب می شود. بسیاری از بازیبازان با این سری و مخصوصا فصل اول و دوم آن زندگی کرده شاهد بوده اند که لی و کلمنتاین یکی بعد از دیگری موانع را پشت سر می گذارند، از شر دشمنان فرار می کنند، آن ها را از سر راه بر می دارند و لحظه به لحظه به هم وابسته تر می شوند. هر چقدر که به پایان بازی و نتیجه گیری آن نزدیک می شدیم به هر دوی این شخصیت ها عمیقا وابسته شده و از عمق و زیبایی رابطه این دو در دل دنیایی سیاه و بیرحم، به شعف آمده ایم و خوشحال شده ایم و غصه خورده ایم و شاید اشک ریخته ایم. سری عناوین The Walking Dead که کار ساخت و توسعه آن را استودیو Telltale Games فقید برعهده داشت، بازی هایی در ژانر ماجرایی محسوب می شوند که در سال ۲۰۱۲ توسط Telltale Games با انتشار فصل اول، کار خود را آغاز کرده و برای پلتفرم های Playstation 3 ,Xbox360 و PC منتشر شدند. پس از موفقیت رویایی فصل اول، فصل دوم این سری نیز بسیار عالی عمل کرده و بسیاری آن را تحسین کردند. البته به هر حال فصل دوم آن تازگی و نو بودن فصل اول را نداشت و فصل اول در زمان خود یک بازی جدید بود که چیزی شبیه آن وجود نداشت ولی فصل دوم یک بازی عالی بود که راه فصل اول را تکرار کرده بود. از فصل سوم این سری بسیاری از طرفداران و منتقدین اعتقاد دارند که این فرنچایز دیگر مقداری رنگ و بوی تکرار و کهنگی گرفته و آن فرنچایز خیلی خیلی جذاب فصول اول و دوم نیست که البته ابن موضوع مخالفین و موافقینی نیز دارد.

The Walking Dead مخصوصا در فصل اول و دوم با ارائه یک تم آخرالزمانی هیجان انگیز مبتنی بر زامبی، روایت داستانی بی نظیر، تصمیم های اخلاقی و خاکستری بسیار سخت و مشاهده تاثیر تصمیم ها در داستان، موفق شد تا پس از انتشار بازخوردهای معرکه ای را از سوی منتقدین و بازیبازان دریافت نماید. فصل نخست این عنوان زیبا نهایتا موفق شد تا از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای رویایی ۹۴/۱۰۰را به دست بیاورد تا به عنوان یکی برترین بازی های ماجرایی تاریخ و یکی از عناوین موفق دارای تم آخرالزمانی در دنیای بازی های رایانه ای شناخته شود و حتی به عنوان بازی سال نیز از سوی بسیاری از منابع معتبر انتخاب گردید و به نوعی می توان گفت در آن سال سبب شد تا ژانر ماجرایی که کم کم داشت به فراموشی سپرده می شود دوباره جانی تازه بگیرد. اصلیت و محور اصلی داستان عناوین این سری بر پایه شخصیت کلمنتاین و معصومیتی از دست رفته است. همان طور که قبلا نیز به این موضوع اشاره کرده ام “سریعا تباه شدن معصومیت و جهشی رد شدن دوران کودکی برای یک شخص بسیار بسیار غمگین کننده است و ضربات جبران ناپذیری را وارد می کند.  وقتی که شرایط زندگی یک کودک چنین رقم می خورد بیش از پیش به بی‌رحمی دنیا و زندگی پی می بریم و انسان به واقع از درون غصه دار می شود. در دنیایی که وحشی گری حرف اول و آخر را می زند معصومیت و احساسات کودکانه، کوله بار خود را می بندند و از دنیای کودک پر می کشند تا دیگر او هیچ گاه چیزی از دنیای کودکی خود به یاد نیاورد. تازه اگر زنده مانده باشد که بخواهد به یاد نیاورد! همان گونه که همیشه گفته ام و به احتمال قریب به یقین شما نیز با من موافق هستید، یکی از سخت ترین و غمگین ترین مواردی که دل انسان را به درد می آورند مشاهده کودکی است که مجبور شده تا به خاطر شرایط زندگی خیلی زودتر از حد معمول بزرگ شود و کارهایی را انجام دهد که برای یک انسان بالغ سخت و دشوار است چه برسد به یک کودک.”

“کارهایی که روحیه یک انسان بالغ را نابود می کنند و بر روی زندگی او تاثیر می گذارند چه برسد به این که یک دختر بچه کوچک بخواهد آن ها را انجام دهد. یک انسان بالغ و بزرگسال شاید با کشتن یک نفر برای اولین بار (حتی اگر یک قاتل و دزد و زامبی باشد) تا همیشه زندگی اش تغییر کند و روی روحیه او تاثیری همیشگی بگذارد، حال تصور کنید که کودکی ۹ ساله اسلحه به دست گیرد و مجبور به کشتن شود. واقعا از ذهن او چه می گذرد زمانی که در حال کشیدن ماشه است؟ می دانید فاصله بین کشیدن و نکشیدن ماشه برای او چه فاصله ای است؟ فاصله ای است که بعد از آن تمام معصومیت یک کودک به فنا خواهد رفت و بار گناهی مرگبار و سنگین بر شانه هایی ۹ ساله سنگینی خواهد کرد. مگر شانه های یک کودک توان حمل چقدر گناه اجباری را دارند؟ مگر ذهن پاک یک کودک توان هضم چقدر درد و گناه را دارد؟ مگر او چه کرده است که باید تاوانی به این سنگینی بدهد؟ شاید بزرگترین گناهش تاکنون خوردن دو شکلات به جای یکی بوده است. او چرا باید این همه تضاد و افزایش فشار مرگبار زندگی را تحمل کند؟ این عادلانه نیست… نه، زندگی عادلانه نیست. وقتی مرده ها راه بروند، وقتی زمین به محل رستاخیز مردگان تبدیل شده باشد، این هم می شود زندگی و دنیای یک کودک. تازه بدتر آن جاست که وقتی این کودک یک سرپناه و یک آغوش امن برای خودش پیدا می کند، باز هم دوباره مجبور شود او را از دست بدهد و دوباره یک ضربه عمیق بخورد. همه اینها در مسیری که کلمنتاین در سری عناوین مرده متحرک در فصل اول به همراه لی و در فصل دوم به تنهایی طی کرد وجود داشته اند و عمق فاجعه و غم حتی شدیدتر از مواردی است که مطرح کردیم.” بدون شک باید گفت فصول اول و دوم The Walking Dead الگویی برای سازندگانی است که می خواهند عناوینی با موضوع آخرالزمان بسازند و فضای آخرالزمانی به شکل باورپذیری در آن پیاده شده است. The Walking Dead در لیست ما از “برترین بازی‌های آخرالزمانی در تاریخ بازی های رایانه ای” جایگاه نهم را کسب نموده است.

۸ –   S.T.A.L.K.E.R. Shadow of Chernobyl

S.T.A.L.K.E.R. Shadow of Chernobyl

سازنده: GSC Game World

ناشر:   THQ

ژانر:  First Person Shooter ,Survival Horror

پلتفرم مقصد:    PC

سال انتشار:  ۲۰۰۷

امتیاز متا:  ۸۲/۱۰۰

S.T.A.L.K.E.R. Shadow of Chernobyl شاید از نظر شناخته شدن توسط بازیبازان در این لیست، آخرین بازی باشد که خیلی ها اصلا نامش را هم نشنیده اند ولی اصلا و ابدا فکر نکنید که چون آن را نمی‌شناسید بازی معمولی و ضعیفی است، زیرا نه تنها اینطور نیست بلکه برای خیلی ها که طرفداران پروپاقرص این سری و فضاسازی بی نظیر آن هستند و عاشق دنیاهای تاریک و بی رحم آخرالزمانی خلق شده توسط روس ها و سازندگان اروپای شرقی هستند، S.T.A.L.K.E.R. Shadow of Chernobyl در حد یک شاهکار ارزش دارد و واقعا هم نمی توانم بگویم این طور نیست زیرا وقتی سال ها پیش (حدود۱۱ سال قبل) فقط یکی دو ساعت از این عنوان را تجربه کردم (و بعد به دلیل مسلط نبودن به موس و کیبورد با ناراحتی رهایش کردم) هنوز که هنوز است کامل در یادم مانده است و دقیقا حس مرگبار و غمزده محیطش را لمس میکنم و انگار جلوی چشمم است و خوب یادم است که محو فضای سنگین و مقداری ترسناک آن شده بودم و کلی المان گیم پلی داشت که خیلی یادگیریشان با موس و کیبورد برایم سخت بود و اصلا مثل یک اکشن و شوتر ساده نبود و کاملا المان های بقا هم داشت، انگار که سری مترو را بردارید و کلی المان بقا و استراتژی به آن اضافه کنید. بازی S.T.A.L.K.E.R. Shadow of Chernobyl که کار ساخت و توسعه آن را استودیو اکراینی GSC Game World برعهده داشت، عنوانی در ژانر شوتر اول شخص و وحشت بقا محسوب می شود که در سال ۲۰۰۷ توسط کمپانی THQ برای پلتفرم PC منتشر گردید.

اصلا و ابدا فکر نکنید که چون این بازی را نمی‌شناسید بازی معمولی و ضعیفی است، زیرا نه تنها این طور نیست بلکه برای خیلی ها که طرفداران پروپاقرص این سری و فضاسازی بی نظیر آن هستند و عاشق دنیاهای تاریک و بی رحم آخرالزمانی خلق شده توسط روس ها و سازندگان اروپای شرقی هستند، S.T.A.L.K.E.R. Shadow of Chernobyl در حد یک شاهکار ارزش دارد و واقعا هم نمی توانم بگویم این طور نیست

داستان بازی در منطقه چرنوبیل اتفاق می‌افتد (جایی که حادثه اتمی چرنوبیل اتفاق افتاده) ولی در یک داستان خیالی و تاریخ تغییر یافته. یعنی در داستان این بازی می بینیم که یک فاجعه اتمی دوم هم دوباره در آینده ای نزدیک و در اطراف چرنوبیل رخ داده و تمام محیط و بخش های اطراف آن را تغییر داده است. این انفجار دوم باعث شده تا سطح مواد رادیواکتیو به طور وحشتناک و غیر طبیعی در این منطقه بالا رفته و باعث ایجاد یک سری تغییرات عجیب و غریب و تخیلی در تمام بافت ها و فلور این منطقه شده است و حتی برخی قوانین فیزیک آنجا نیز دستخوش تغییر کرده اند. در این منطقه کلی وسایل ارزشمند برای دانشمندان وجود دارد و این سبب شده است تا افرادی با نام Stalker ها که Scavenger هایی غیر قانونی هستند، جان خود را به خطر می‌اندازند و به این منطقه “The Zone” (محل برخورد بمب دوم در وقایع تخیلی تاریخی که در داستان بازی روایت می شوند) می آیند تا این وسایل را برداشته و به قیمت گزاف بفروشند و قهرمان داستان که شما در نقش وی قرار می گیرید هم یکی از این استاکرهاست.  S.T.A.L.K.E.R. Shadow of Chernobyl با ارائه یک تم آخرالزمانی بسیار تاریک و خاص شبیه به سری مترو و خلق دنیایی بسیار غمزده و بی رحم (جالب است که این کشورهای اروپای شرقی و روس ها همان طور که خود کشورهایشان یک حالت غربت و تاریکی خاصی دارد، این غربت و فضای غمزده در داستان ها و بازی هایشان هم کاملا مشهود است و واقعا در این لیست غمزده ترین و تاریک ترین دنیاها مربوط به مترو و استاکر است) موفق شد تا پس از انتشار بازخوردهای مناسبی را از سوی منتقدین و بازیبازان دریافت نماید و نهایتا توانست از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای عالی ۸۲/۱۰۰ را به دست بیاورد تا به عنوان یکی از بازی های موفق و خاص دارای تم آخرالزمانی یا Post-Apocalyptic در دنیای بازی های رایانه ای شناخته شود.

وقتی سال ها پیش (حدود۱۱ سال قبل) فقط یکی دو ساعت از این عنوان را تجربه کردم (و بعد به دلیل مسلط نبودن به موس و کیبورد با ناراحتی رهایش کردم) هنوز که هنوز است کامل در یادم مانده است و دقیقا حس مرگبار و غمزده محیطش را لمس میکنم و انگار جلوی چشمم است و خوب یادم است که محو فضای سنگین و مقداری ترسناک آن شده بودم و کلی المان گیم پلی داشت که خیلی یادگیریشان با موس و کیبورد برایم سخت بود و اصلا مثل یک اکشن و شوتر ساده نبود و کاملا المان های بقا هم داشت، انگار که سری مترو را بردارید و کلی المان بقا و استراتژی به آن اضافه کنید.

می توان گفت داستان و وقایع این عنوان زیبا و باکیفیت، الهام گرفته از رمان محبوب علمی تخیلی Roadside Picnic نوشته Boris and Arkady Strugatsky و فیلم  Andrei Tarkovsky با نام Stalker در سال ۱۹۷۹ است. بازی از یک روند داستان گویی غیر خطی بهره مند است و در آن المان های گیم پلی از قبیل معامله و مراودات دو طرفه با شخصیت های غیر قابل بازی و NPC ها را شاهد هستیم که حالتی نقش آفرینی به بازی بخشیده اند و آن را عمیق تر و جذاب تر کرده اند. بدون شک بازی S.T.A.L.K.E.R. Shadow of Chernobyl جزو بازی های یونیک و باکیفیتی است که از تم آخرالزمانی بهره می برند و همواره از آن در دنیای بازی ها به نیکی یاد خواهد شد.  S.T.A.L.K.E.R. Shadow of Chernobyl در لیست ما از “برترین بازی‌های آخرالزمانی در تاریخ بازی های رایانه ای” در جایگاه هشتم قرار گرفته است.

۷ – Gears of War 2

Gears of War 2

سازنده: Epic Games

ناشر: Microsoft Game Studios

ژانر:  Third Person Shooter

پلتفرم مقصد: Xbox 360

سال انتشار: ۲۰۰۸

امتیاز متا: ۹۳/۱۰۰

هر سه نسخه اولیه ۳ گانه شاهکار Gears of War بی نظیر و فوق العاده بودند، اما به شخصه با توجه به این که هر ۳ نسخه اول این سری را تجربه کرده ام  اعتقاد دارم که بازی دوم این فرنچایز از لحاظ المان های شوتر سوم شخص و جذابیت مبارزات، مقداری بالاتر قرار می گیرد که البته این یک موضوع کاملا سلیقه ای است زیرا که شاهد ۳ بازی شاهکار با امتیازهای متای ۹۴ و ۹۳ و ۹۱ هستیم. نسخه اول این سری که در سال ۲۰۰۶ منتشر شد یک شاهکار بسیار زیبا، بی نظیر و عالی بود که نام Gears of War را بر سر زبان ها انداخت. عنوانی بی نقص که تمام جامعه بازی های رایانه ای را به تحسین واداشت و گیمران و منتقدان همگی لب به تحسین آن گشودند و متای فوق العاده ۹۴ را نیز دریافت نمود. ساخت دنباله برای چنین شاهکاری واقعا سخت بود و بسیار دشوار است که برای چنین بازی دنباله ای بسازید که باز هم مورد تحسین همه قرار بگیرد اما سازندگان این سری باز هم موفق به انجام این کار شدند و با عنوان Gears of War 2 حماسه ای دیگر رقم زدند. عنوانی که از لحاظ جلوه های بصری پیشرفت کرده بود و البته از همان مکانیک های موفق و جواب پس داده نسخه اول استفاده کرده بود به همراه مقداری المان های جدید و بهبود در بخش هایی از گیم پلی بازی. می دانید چرا ساخت دنباله برای یک شاهکار بسیار سخت است؟  زیرا در نسل های اخیر سطح انتظارات جامعه جهانی بازیبازان نسبت به دوران گذشته بسیار بالاتر رفته است، مخصوصا در مورد نسخه های جدید فرنچایزی که شماره های اول آن عالی و فوق العاده بوده است.

ساخت دنباله برای شاهکاری مثل نسخه اول گیرز او وار واقعا سخت بود و بسیار دشوار است که برای چنین عنوانی دنباله ای بسازید که باز هم مورد تحسین همه قرار بگیرد اما سازندگان این سری باز هم موفق به انجام این کار شدند و با عنوان Gears of War 2 حماسه ای دیگر رقم زدند.

ما انتظار داریم که وقتی یک عنوان در شماره اول برای ما خاطرات شیرینی رقم زده است در شماره های بعدی نه تنها خاطرات شیرین تری را برای ما خلق کند بلکه انتظار هم داریم تا نسخه جدید هم مانند بازی قبلی باشد و هم یک بازی جدید باشد. حالا اگر سازندگان بیایند و با المان های موفق عنوان اول یک بازی جدید خلق کنند و تنها کیفیت گرافیکی و .. بازی را ارتقا دهند که منتقدان انگ تکراری بودن به آن بازی می زنند و گاهی از نمره آن کم می کنند. اگر هم بیایند و بازی را در نسخه جدید کاملا نو کنند و کلی المان های جدید بیاورند و تغییرات زیادی در بازی به وجود بیاورند، همین خود ما و منتقدان خواهیم گفت این بازی دیگر نامش فلان فرنچایز نیست و چرا از ریشه هایش این قدر دور شده است! البته همواره بوده اند سازندگان توانمندی مثل اپیک گیمز و ناتی داگ که موفق شده اند در هر نسخه جدید از فرنچایزشان باز هم عالی کار کنند و همه را راضی نگاه دارند. بگذریم… بازی Gears of War 2 که کار ساخت و توسعه آن را استودیو Epic Games برعهده داشت، عنوانی در ژانر شوتر سوم شخص محسوب می شود که در سال ۲۰۰۸ توسط کمپانی Microsoft Game Studios انحصارا برای پلتفرم Xbox360 منتشر گردید. مایکروسافت در نسل هفتم واقعا عملکرد صحیحی در حوزه تولید بازی های انحصاری داشت و با عرضه انحصاری هایی قدرتمند برای ایکس باکس ۳۶۰ هرگز نمی گذاشت که سونی مانند اکنون در نسل هشتم که تفاوتشان با هم زمین تا آسمان شده است، جلو بیافتد و برنده مطلق نسل شود.

بدون شک لقب یکی از ۲-۳ شوتر سوم شخص برتر در نسل هفتم کاملا شایسته این عنوان است و به واقع این بازی در زمینه مبارزات با زاویه دوربین سوم شخص و گان پلی و کیفیت کاورگیری، یکی از برترین عناوین شوتر سوم شخص است که تاریخ صنعت و هنر بازی های رایانه ای تاکنون به خود دیده است.

البته مایکروسافت مشکلش را فهمید و برای نسل بعد و اواخر نسل هشتم چندین استودیوی قدرتمند خریداری کرد که باز هم انحصاری های قوی تولید کنند، هر چند که خود این موضوع که آیا اصلا عنوانی که هم برای ایکس باکس و هم برای پی سی عرضه شود انحصاری است یا خیر، بحث های جدی وجود دارد. در آن دوره مایکروسافت نیز انحصاری هایی رو می کرد که هر کدام یک بلاک باستر و یک عنوان بی نظیر بودند که حتی ارزش داشتند برایشان کنسول بخریم. این که چه شد که مایکروسافت در طی چند سال و از نسل هفت به هشت این همه اشتباه مرگبار مرتکب شد و این طور عقب افتاد، خود نیازمند بحثی مفصل است که در حوصله این مطلب نمی گنجد، اما صحبت ما در این بخش، از همان روزهای طلایی نسل هفتم مایکروسافت است. همان روزهایی که ایکس باکس انحصاری های خوب و جذاب داشت. روزهایی که Gears of War در آن خلق شد و صنعت بازی و سبک شوتر شوم شخص و مبارزات و کاورگیری و را یک لول ارتقا داد. برگردیم به نسخه دوم که نماینده این سری در لیست ماست. Gears of War 2 با ارائه یک تم آخرالزمانی جذاب و گیم پلی شاهکار بسیار متنوع موفق شد تا پس از انتشار بازخوردهای بی نظیری را از سوی منتقدین و بازیبازان دریافت نماید. این عنوان معرکه نهایتا موفق شد تا از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای شگفت انگیز ۹۳/۱۰۰ را به دست بیاورد تا به عنوان یکی از برترین بازی های دارای تم Post-Apocalyptic و یکی از برترین عناوین نسل هفتم در دنیای بازی های رایانه ای شناخته شود که بدون شک لقب یکی از ۲-۳ شوتر سوم شخص برتر در نسل هفتم نیز کاملا شایسته آن است. به واقع باید گفت این بازی در زمینه مبارزات در زاویه دوربین سوم شخص و گان پلی و کیفیت کاورگیری یکی از برترین عناوین شوتر سوم شخص است که صنعت و هنر بازی های رایانه ای تاکنون به خود دیده است. بدون شک بازی Gears of War 2 الگویی برای سازندگانی است که می خواهند عناوینی با موضوع آخرالزمان بسازند و فضای Post-Apocalyptic به شکل باورپذیری در آن پیاده شده است. Gears of War 2 در لیست ما از “برترین بازی‌های آخرالزمانی در تاریخ بازی های رایانه ای” موفق شده است تا در رتبه هفتم قرار گیرد.

۶ –   Horizon: Zero Dawn

Horizon: Zero Dawn 

سازنده:  Guerilla Games 

ناشر:  Sony Interactive Entertainment

ژانر: Action RPG Adventure

پلتفرم مقصد:   Playstation 4 

سال انتشار:  ۲۰۱۷ 

امتیاز متا: ۸۹/۱۰۰ 

Horizon Zero Dawn عنوانی بسیار بسیار کم نقص در تمامی زمینه هاست. سازندگان بازی در تک تک قسمت های آن، کیفیت را به بالاترین حد ممکن رسانده اند و خوشبختانه هیچ بخشی حتی ذره ای از زیر ذره بین تمرکز سازندگان خارج نشده و به تک تک بخش ها به بهترین شکل پرداخته شده است. بازی Horizon: Zero Dawn که کار ساخت و توسعه آن را استودیو Guerilla Games برعهده داشت، عنوانی در ژانر اکشن نقش آفرینی ماجرایی محسوب می شود که در سال ۲۰۱۷ توسط کمپانی Sony Interactive Entertainment انحصارا برای Playstation ۴ منتشر گردید و موفقیت های فوق العاده ای را نیز کسب نمود. این عنوان زیبا گوریلا گیمز و سونی را سربلند کرده و یک فرنچایز انحصاری قدرتمند و شاهکار دیگر را به لیست بلند بالای انحصاری سونی افزوده تا فرنچایزی خلق شود که می تواند تا سال ها طرفداران و دارندگان پلی استیشن را برای داشتن یک اکشن نقش آفرینی جهان آزاد انحصاری بیمه کند. پیش از این که بازی Horizon Zero Dawn رسما معرفی شود می‎دانستیم استودیو توانمند Guerilla Games در حال کار بر روی عنوانی خارج از سری Killzone است، اما نمی دانستیم که ساخت این بازی از بعد انتشار کیلزون ۳ آغاز شده و چیزی در حدود ۶ سال برای این بازی انحصاری جدید زمان و بودجه و انرژی هزینه شده است. جالب هم اینجا بود که تا زمان معرفی بازی هیچ خبر دقیق و واضحی که بازی را برای ما آشکار کند و آن را بشناسیم درز نکرده بود و به همین دلیل هم معرفی Horizon: Zero Dawn با آن ویدئوی معرفی و گیم پلی معرکه و گرافیک فک براندازش خیلی هیجان انگیز بود. در واقع طرفداران انتظار یک عنوان جهان آزاد نقش آفرینی بی‎نظیر را از یک متخصص ساخت شوتر اول شخص نداشتند، آن هم با ایده ای بی نظیر که در دنیای آخرالزمانی ۱۰۰۰ سال پس از سقوط تمدن‎های جدید اتفاق میافتد و تیرانوزوروس رکس ربایتک به جان ما می اندازد!

طرفداران انتظار یک عنوان جهان آزاد نقش آفرینی بی‎نظیر را از یک متخصص ساخت شوتر اول شخص نداشتند، آن هم با ایده ای بی نظیر که در دنیای آخرالزمانی ۱۰۰۰ سال پس از سقوط تمدن‎های جدید اتفاق می‎افتد و تیرانوزوروس رکس ربایتک به جان ما می اندازد!

Horizon: Zero Dawn یکی از هیجان انگیز ترین و غیر قابل پیش بینی ترین بازی هایی بود که در کنفرانس بی نظیر سونی در E3 معرفی گردید و در نخستین نگاه با آن گرافیک عجیب و غریبش همه ما را مبهوت کرد.  گرافیک Horizon: Zero Dawn در یک کلام خیره کننده و چشم نواز و در نهایت زیبایی است و به معنای واقعی نشان دهنده ی یک بازی نسل هشتمی است. Horizon گیمر را در دنیایی خیره کننده از لحاظ زیبایی و کیفیت قرار می ‎دهد و باید با ماشین ‎هایی مرگبار که پس از فاجعه‎ قرن‎ ها قبل باقی مانده ‎اند و حالا صاحبان اصلی زمین هستند مبارزه کنیم. عنوانی که چشم برداشتن از زیبایی خیره کننده‎ آن کار سختی است و بازی در تمام زمینه‎ها از ریزترین جزئیات تا طراحی و محیط و جلوه ‎های گرافیکی و مبارزات و … بی نظیر به نظر می ‎رسد. Horizon: Zero Dawn با این جلوه های بصری شگفت انگیز به محض معرفی، توجه تمام بازی بازان و افراد مرتبط با صنعت بازی های رایانه ای را به خود جلب کرد و بلافاصله در لیست عناوین بزرگ که توجهات زیادی را به خود جلب می کنند قرار گرفت و تا زمان انتشار نیز تمامی صنعت بازی آن را دنبال می کردند و خوشبختانه با موفقیت بی نظیر بازی بعد از انتشار نیز، مدان نامش را در مراسم برترین بازی سال و.. می شنیدیم و کیف می کردیم. کلیت ایده داستانی بازی Horizon: Zero Dawn فوق العاده عالی و هوشمندانه بود و در واقع بین تمامی این بازی های آخرالزمانی که در این لیست آورده ایم، متفاوت ترین آخرالزمان را این عنوان زیبا دارد که این تم را با عصر حجر در هم آمیخته است! انتخاب ایده “عصر حجر در ۱۰۰۰۰ سال آینده با دایناسورهای مکانیکی” برای داستان بازی، ایده ای بسیار یونیک و منحصر به فرد است. موجودات رباتیکی که زمانی توسط خود انسان ها خلق شده بودند اکنون زندگی آن ها را نابود کرده اند و مانند زمان دایناسورها بر زمین حکومت می کنند. اتفاقا شکل و اندازه و … این ربات ها هم درست مانند دایناسورها است که همین موضوع یکی از جذاب ترین نکات بازی است زیرا سازندگان خوش فکر و خلاق بازی ایده یونیک و بی نظیری را انتخاب کرده اند که به نوعی هم کنایه ای است از این که خود انسان بلا را بر سر خود می آورد.

کلیت ایده داستانی بازی Horizon: Zero Dawn فوق العاده عالی و هوشمندانه بود و در واقع بین تمامی این بازی های آخرالزمانی که در این لیست آورده ایم، متفاوت ترین آخرالزمان را این عنوان زیبا دارد که این تم را با عصر حجر در هم آمیخته است! انتخاب ایده “عصر حجر در ۱۰۰۰۰ سال اینده با دایناسورهای مکانیکی” برای داستان بازی، ایده ای بسیار یونیک و منحصر به فرد است.

Horizon: Zero Dawn با ارائه یک داستان بسیار یونیک و خاص که تا کنون مانندش را ندیده بودیم و در واقع فضای آخرالزمان را با عصر حجر در آمیخته بود، موفق شد تا پس از انتشار بازخوردهای فوق العاده عالی را از سوی منتقدین و بازیبازان دریافت نماید و امتیازات و نقدهای بی نظیری را نیز کسب کرد. این عنوان زیبا نهایتا موفق شد تا از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای عالی ۸۹/۱۰۰ را به دست بیاورد تا به عنوان یکی از برترین عناوین نسل هشتم و یکی از بهترین انحصار های سونی شناخته شود و امیدواریم که در آینده تبدیل به یک فرنچایز ادامه دار نیز بشود. داستان بازی Horizon Zero dawn در ۱۰۰۰۰ سال آینده اتفاق می افتد که گویی همان ۱۰۰۰۰ سال قبل است. انسان ها از زمین و زندگی عادی و خانه و شهرهایشان طرد شده اند و دوباره مانند عصر حجر روی به زندگی قبیله ای و غارنشینی و زندگی در طبیعت آورده اند. شما در بازی در نقش دختری به نام Aloy قرار دارید که عضو یکی از قبیله های بومی کوچک است که باید برای بقای خود این موجودات مکانیکی وحشی را شکار کنند تا هم وسایل و لوازم به دست آورند و هم از جان خود در برابر آن ها محافظت کنند و البته Aloy قصد دارد تا هر چه بیشتر از حقایق دنیای خود و اتفاقاتی که قبلا در آن رخ داده است آگاه شود و در واقع داستان برای او حالتی شخصی نیز دارد.

واقعا وقتی که این بازی را شروع کردم و یکی دو یاعت آن را بازی کردم به معنای واقعی از “خفن” بودن آن در کف به سر می بردم!!

خیلی دشوار است که سازندگان یک بازی (مخصوصا AAA) در مسیر ساخت عنوان خود برای بالا بردن و با کیفیت تر کردن برخی بخش های بازی، قسمت هایی دیگر را قربانی نکنند و تمرکز آنها بر روی برخی بخش ها کمتر نشود. مثلا تمرکز بیشتر بر روی گرافیک و داستان شاید سازندگان را از برخی المان های گیم پلی بازی غافل کند مخصوصا در بازی های بسیار بزرگ که انتظارات از آنها خیلی بالاست، اما خوشبختانه Horizon: Zero Dawn در گیم پلی نیز همه فن حریف است و یک عنوان معرکه. مبارزات Horizon: Zero Dawn نیز بسیار جذاب به نظر می رسند و طراحی دشمنان بازی بسیار خلاقانه صورت گرفته است. نکته ای که مبارزات بازی را جذاب تر نیز می کند این است که می توانیم از قطعات جدا شده از بدن این ربات ها به عنوان اسلحه و بر ضد خودشان استفاده نماییم. المان ها و فاکتورهای نقش آفرینی موجود در بازی را به نوعی می توان ترکیبی از Assassin’s Creed و The Elder Scrolls V: Skyrim نامید. یک  بسته الحاقی داستانی موفق نیز با نام فروزن وایلد برای این عنوان منتشر گردید و حال و هوای جدیدی را به بازی بخشید. در نهایت باید گفت بدون شک بازی Horizon: Zero Dawn جزو خاص ترین عناوینی است که موضوعی آخرالزمانی دارند و این خاص بودن به خاطر ایده بی نظیر آن است که با ترکیب تکنولوژی فوق پیشرفته با عصر انسان های اولیه و پدید آوردن دایناسورهای رباتیک، نشان داد هنوز هم در دنیای بازی های تکراری و ایده های تکراری. می توان خلاق بود و یک بازی AAA خلق کرد که در حد بازی سال شدن نیز باشد. Horizon: Zero Dawn در لیست ما از “برترین بازی‌های آخرالزمانی در تاریخ بازی های رایانه ای” جایگاه ششم را به خود اختصاص داده است.

۵ – Metro 2033

Metro 2033

سازنده: ۴A Games

ناشر: THQ

ژانر:  First Person Shooter, Survival Horror

پلتفرم مقصد:  PlayStation 4, Xbox One, Xbox 360, Microsoft Windows, Linux, Mac

سال انتشار:  ۲۰۱۰

امتیاز متا:  ۸۱/۱۰۰

سری عناوین Metro نیز مانند سری STALKER از خاص ترین و یونیک ترین عناوین آخرالزمانی محسوب می شوند که فضاسازی آنها طوری است که این بازی ها را از هر عنوان هم سبک دیگری متمایز می کند و به نوعی انگار با دو فاکتور “غم عمیق” و “وحشت” در هم تنیده شده اند و یک حس غربت خاصی را به بازیباز منتقل می کنند. سری مترو فرنچایزی است که با وجود بی نظیر بودن کمتر از آن صحبت می شود و دلیلش را هم اصلا نمی دانم، ولی این را خوب می دانم که این اصلا دلیلی بر ضعف این سری نیست. زیرا الحق و والانصاف عناوین این سری جزو بهترین بازی های داستان محور و شوتر اول شخص و وحشت بقا هستند. یکی از دلایل اصلی این موضوع نیز به خاطر قدرتمند بودن کتبی است که این عناوین از آنها اقتباس شده اند و فضاسازی کتاب ها به طور دقیق و عالی در بازی پیاده شده است. در واقع هرگاه که بخواهیم از برترین عناوین اقتباس شده از کتاب ها نام ببریم بدون شک ابتدا نام ویچر و مترو مطرح می شود که توانسته اند همان قدر که کتاب و شخصیت های کتاب موفق عمل کرده اند، در بازی نیز درخشان ظاهر شوند و نه تنها نام خود را در دنیای بازی، بزرگ کنند بلکه سبب شوند تا نام کتاب نیز بیش از پیش مطرح شود و مطمئنا می دانید که خیلی از بازیبازان بعد از بازی کردن سری ویچر و مترو تازه به سراغ خواندن کتاب های آن ها رفته اند و در واقع به خاطر بازی، کتاب را نیز شناخته اند. در این بخش از لیست صحبت از نخستین بازی این سری است که به عنوان نماینده در لیست برترین عناوین آخرالزمانی قرار گرفته است و  البته اگر بعدا بخواهیم این لیست را بنویسیم می توانیم عنوان مترو اگزودوس را به جای بازی نخست قرار دهیم زیرا دیروز نمرات بازی منتشر شدند و خوشبختانه این عنوان نیز تاکنون متای ۸۱ را کسب نموده است.

خدا رو شکر که مترو اگزودوس هم رستگار شد!! (چه ربطی به این عکس داشت الان؟)

بازی Metro 2033 که کار ساخت و توسعه آن را استودیو ۴A Games برعهده داشت، عنوانی در ژانر شوتر اول شخص و وحشت بقا محسوب می شود که در سال ۲۰۱۰ توسط کمپانی THQ برای پلتفرم های Xbox 360, Microsoft Windows, Linux و Mac منتشر گردید. سپس در نسل هشتم کالکشن این بازی به همراه Metro Last Light برای PlayStation 4 و Xbox One و رایانه های شخصی نیز منتشر گردید. Metro 2033 با ارائه یک تم آخرالزمانی جذاب، ترسناک و غمناک و گیم پلی فوق العاده خاص، موفق شد امتیازات و نقدهای مثبتی را کسب نماید. این عنوان زیبا نهایتا موفق شد تا از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای عالی ۸۱/۱۰۰ را به دست بیاورد تا به عنوان یکی از بازی های موفق دارای تم آخرالزمانی یا Post-Apocalyptic در دنیای بازی های رایانه ای شناخته شود. البته لازم به ذکر است که نسخه کالکشن Redux بازی Metro 2033 در نسل هشتم بر روی رایانه های شخصی متای ۹۰ را دریافت نموده است. بازی Metro 2033 بر اساس رمان فوق العاده زیبای Dmitry Glukhovsky با همین نام ساخته شده است و وضعیت شهر و مردم نجات یافته مسکو بعد از انفجار هسته ای و زندگی آنها در تونل ها و ایستگاه های مترو در زیر زمین را دنبال می کند.

جالب است که کشورهای اروپای شرقی و روس ها همان طور که خود کشورهایشان یک حالت غربت و تاریکی و غم خاصی دارد، این غربت و فضای غمزده در داستان ها و بازی هایشان هم کاملا مشهود است و واقعا در این لیست غمزده ترین و تاریک ترین دنیاها مربوط به مترو و استاکر است

شما در Metro 2033 در نقش شخصیتی به نام Artyom قرار می گیرید که پروتاگونیست اصلی این عنوان است و باید ایستگاه محل زندگی اش را از خطراتی که در مترو هستند و موجودات جهش یافته و دیگر مشکلات نجات دهد.  بازی Metro: Last Light هم که دنباله مترو ۲۰۳۳ محسوب می شد و البته این بار بر اساس کتاب مترو ۲۰۳۴ ساخته نشده بود، داستان Artyom را ادامه می داد و او قصد یافتن و ارتباط برقرار کردن با Dark Ones را داشت و باید در بخش های مختلف سیستم مترو سفر می کرد و موجودات جهش یافته و دشمنان را می کشت. در این بازی المان های بازی اول بسیار بهبود یافته بودند و مواردی مثل شخصی سازی سلاح و .. به بازی اضافه شده بود. این بازی نیز در نسل هفتم برای ایکس باکس ۳۶۰ و پی سی و البته این بار پلی استیشن ۳ عرضه گردید و متای ۸۲ را دریافت کرد. در نسل هشتم هم که همان طور که گفته شد هر دوی این بازی ریمستر شده و ارتقای گرافیکی به خود دیدند و با نام مجموعه Metro: Redux در دسترس علاقمندان قرار گرفتند. در نهایت باید گفت بازی Metro 2033 جزو بازی های بسیار خاص و یونیکی که از تم آخرالزمانی برخوردارند به حساب می آید و الگویی عالی برای سازندگانی است که می خواهند عناوینی با موضوع آخرالزمان مخصوصا در ترکیب با وحشت بقا بسازند. Metro 2033 در لیست ما از “برترین بازی‌های آخرالزمانی در تاریخ بازی های رایانه ای” جایگاه پنجم را به خود اختصاص داده است. حتما می دانید که بازی Metro Exodus نیز فردا منتشر می شود و از همان آغاز، معرفی آن به حدی فوق العاده بود که همگان را شگفت زده کرد و تبدیل به یکی از برترین نمایش های E3 2017 و یکی از مورد انتظارترین بازی های نسل هشتم شد و در ادامه نیز هر چقدر ویدئو و تریلر از این بازی دیدم یکی از دیگری جذاب تر و بهتر بودند و ما را برای تجربه این عنوان تشنه تر کرد.

۴ – Nier: Automata

Nier: Automata

سازنده:  Platinium Games

ناشر:  Square Enix

ژانر:  Action RPG

پلتفرم مقصد:   Playstation 4 ,Xbox One ,PC

سال انتشار:  ۲۰۱۷

امتیاز متا:  ۹۰/۱۰۰

NieR: Automata عنوانی خاص، ارزشمند و قابل تحسین بود (و هست) که سازندگانش با این نسخه، اعتبار جدیدی را برای سری NieR در صنعت بازی های رایانه ای کسب نمودند و آن را تبدیل به یک نام بزرگ و موفق در اندازه های یک شاهکار کردند. Nier: Automata امضای عناوین فوق العاده قدرتمند Platinum Games را با خود همراه داشت. یک بازی بسیار زیبا و یونیک که شاید به خاطر اتمسفر خاصش، درست مثل عنوان اول این فرنچایز و سری بازی های Drakengard جزو بازی های عامه پسند و همه گیر نباشد، اما قطعا و بدون هیچ شکی برای طرفداران بازی قبلی NieR و همین طور دوست داران سری Drakengard یک عنوان بسیار هیچان انگیز و دوست داشتنی است. البته طرفداران عناوین اکشن نقش آفرینی با مبارزات سریع و همزمان و بر پایه سبک هک اند اسلش نیز می توانند از تجربه Nier: Automata هیجان زده شده و لذتی منحصر به فرد را در دنیای بازی های رایانه ای حس کنند که کمتر عنوانی تاکنون لذتی از این جنس را در اختیار آنها قرار داده است. بازی Nier: Automata که کار ساخت و توسعه آن را استودیو Platinium Games برعهده داشت، عنوانی در ژانر اکشن نقش آفرینی محسوب می شود که در سال ۲۰۱۷ توسط کمپانی اسکوئر انیکس برای پلتفرم های Playstation ۴ و PC منتشر گردید. سپس در سال ۲۰۱۸ نسخه ایکس باکس وان این شاهکار نیز در دسترس طرفداران و علاقمندان قرار گرفت. جدا از داستان و روایت بی نظیر NieR: Automata در بخش جلوه های بصری نیز بسیار عالی ظاهر شد و چه در زمینه فنی و چه هنری شاهد یک بازی بسیار زیبا هستیم.

تایر اتوماتیک!!

جلوه های بصری این عنوان کاملا در خدمت داستان بازی عمل می کند و تم غم زده و مرده بازی زا به بازیباز منتقل می کند که هدف نیز همین بوده است. حتی رنگ پردازی دنیای بازی نیز حالتی رنگ و رو رفته، کهنه، غمگین و افسرده دارد که دقیقا در راستای داستان و تم بازی است. گیم پلی عنوان Nier: Automata  هم یکی از قدرتمندترین بخش های این بازی محسوب می شود و یکی از برگ های برنده پرتعداد این عنوان، مبارزات بی نهایت جذاب و سریع و لذتبخش آن هستند که هر بازیبازی را هیجان زده می کنند و به وجد می اورند. سازندگان به خوبی بالانس را در گیم پلی بازی رعایت کرده و مبارزات هک اند اسلش سریع را با المان های نقش آفرینی به بهترین شکل در هم تنیده اند تا محصول نهایی یک اکشن نقش آفرینی هک اند اسلش خوش ساخت و بسیار جذاب باشد. در واقع باید گفت NieR: Automata یک اکشن نقش آفرینی جهان آزاد است که سرعت حرف اول را در مبارزات آن می زند و مبارزات بازی کاملا حالت هک اند اسلش دارند.

عاشقتم ها… یعنی جدا عاشقتم…

 مبارزات این عنوان یکی از برترین و سریع ترین مبارزاتی است که تاکنون مشاهده کرده ام و انگار که خوبی های تمام عناوین قدرتمند هک اند اسلش مانند دویل می کرای و بایونتا و .. را گرفته و در یک قالب نقش افرینی تنیده است تا مبارزاتی بسیار جذاب و سریع را شاهد باشیم که لحظه ای از تجربه ان سیر نمی شوید و به طور مدام دوست دارید تا به دل دشمنان بزنید و آن ها را با حرکات و فنون سریع و جذاب و متنوع بازی از پای در اورید. Nier: Automata با ارائه یک تم آخرالزمانی خاص و قدرتمند با شخصیت هایی دوست داشتنی و روایتی یونیک، موفق شد تا پس از انتشار بازخوردهای مناسبی را از سوی منتقدین و بازیبازان دریافت نماید. این عنوان زیبا نهایتا موفق شد تا از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای فوق العاده عالی ۹۰/۱۰۰ را به دست بیاورد تا به عنوان یکی از بازی های شاهکار دارای تم آخرالزمانی یا Post-Apocalyptic و یکی از برترین عناوین نسل هشتم در دنیای بازی های رایانه ای شناخته شود.

این هم یه والپیپر زیبا و عالی تقدیم به شما. فضای آخرالزمانی که میگن اینه ها!

باید گفت Nier: Automata در یک کلام، یک عنوان فوق العاده زیبا  و شاهکار است که کافیست تا آن را چند ساعتی تجربه نمایید تا در دنیای محزون و غمزده و داستان تاریک و روشن و دنیای آخرالزمانی و شخصیت های زیبا و دوست داشتنی آن غرق شوید و این بازی در ذهنتان تا همیشه ثبت گردد. این عنوان می تواند مخاطب خاص خود را به اوج لذتی که از یک بازی رایانه ای انتظار دارد برساند. بدون شک بازی Nier: Automata جزو بازی های قدرتمند و بی نظیری که از تم آخرالزمانی برخوردارند به حساب می آید و فضای آخرالزمان به شکل خاص و کاملا منحصر به فردی که در هیچ بازی دیگری شبیهش را ندیده ایم در آن پیاده شده است.  Nier: Automata در لیست ما از “برترین بازی‌های آخرالزمانی در تاریخ بازی های رایانه ای” جایگاه چهارم را کسب نموده است.

۳ –  Half-Life 2: Episode Two

Half-Life 2: Episode Two

سازنده: Valve Corporation

ناشر: Valve Corporation

ژانر: First Person Shooter

پلتفرم مقصد: Microsoft Windows, PlayStation 3, Xbox 360، Linux ،OS X

سال انتشار: ۲۰۰۷

امتیاز متا: ۹۰/۱۰۰

مصداق بارز “کیفیت مهم است نه کمیتٰ” شرکت والو است! با این که کل بازی های این کمپانی روی هم تعدادشان به اندازه یک شرکت کوچک هم نیست ولی از مقالات برترین بازی ها گرفته تا برترین امتیازات و برترین گیم پلی و برترین روابط بین شخصیت ها و برترین شخصیت های منفی، همه و همه عناوین والو را نیز در بر می گیرند و بازی های این سازنده در تمامی این لیست های ۱۰ برتر و…  جای داشته و دارند.  در راس این عناوین نیز فرنچایز Half-Life قرار دارد که یک نماد برای بازی‌ های رایانه‌ ای به شمار می‌رود و شخصیت‌ ها و شخصیت‌ پردازی ‌آن‌ ها در این سری نیز یک الگو برای تمامی بازیسازان تا به امروز محسوب می‌ شود. در واقع باید گفت در کمتر عنوانی تا به امروز شاهد داستانی و روایتی به این قدرت و شخصیت هایی مثل Alyx Vance و دکتر فریمن و دکتر wallath Breen هستیم. در این بخش صحبت از برترین و محبوب ترین نسخه این سری یعنی اپیزود دوم نسخه دوم با نام Half-Life 2: Episode Two است که یکی از برترین شوترهای اول شخص تاریخ است. بازی Half-Life 2: Episode Two که کار ساخت و توسعه آن را Valve برعهده داشت، عنوانی در ژانر شوتر اول شخص محسوب می شود که در سال ۲۰۰۷ توسط Valve Corporation برای پلتفرم رایانه های شخصی در استیم منتشر گردید. همچنین این بازی در قالب یک کالکشن جذاب به نام  The Orange Box برای پلتفرم های Microsoft Windows, PlayStation 3 و Xbox 360 نیز در دسترس علاقمندان قرار گرفت و سپس در سال های ۲۰۱۳ و ۲۰۱۰ به ترتیب برای پلتفرم های مبتنی بر Linux و OS X نیز عرضه گردید.

اقا اگر کسی نیمه عمر بازی نکنه نیمه عمرش بر فناست یا این که چون خود این نیمه عمره، در واقع یک چهارم عمرش بر فناست ؟! چی گفتم اصلا خدایی!!

Half-Life 2: Episode Two با ارائه یک داستان شاهکار و روایتی بی نقص و شخصیت هایی بی نظیر و دوست داشتنی در یک تم آخرالزمانی یونیک، موفق شد امتیازات و نقدهای فوق العاده ای را نیز کسب کند. Half-Life 2: Episode Two نهایتا موفق شد تا از مجموع نقد ها و نمرات خود، امتیاز متای عالی ۹۰/۱۰۰ را به دست بیاورد تا به عنوان یکی از محبوب ترین و برترین شوترهای اول شخص در تاریخ بازی های رایانه ای شناخته شود. شخصیت پردازی در این سری یکی از ستون های اصلی موفقیت بازی به حساب می آید و برخی از برترین شخصیت های تاریخ را در بازی های هاف لایف تاکنون مشاهده کرده و با آنها رابطه برقرار کرده ایم، آن هم در قالب دکتر فریمن که از آنجایی که هیچ حرفی نمی زند به نوعی خود ما هستیم و دقیقا انگار ما هستیم که داریم با آلیکس و دیگر شخصیت های بازی رابطه برقرار می کنیم. علاوه بر گیم پلی فوق العاده عالی و خوش دست و جذاب در سری هاف لایف که هنوز هم که هنوز است تجربه آن کهنه نشده، شخصیت پردازی و روایت داستان نیز در این سری بی نظیر و در حد شاهکار است. رابطه بین دکتر فریمن و آلیکس در سری هاف لایف بدون شک یکی از دلایل اصلی موفقیت این عناوین به شمار می رود و به بهترین شکل در طول این سری، اساس و پایه این رابطه آرام آرام شکل گرفته و مدام عمیق تر می شود. همان طور که قبلا نیز در مطلب برترین روابط بین شخصیت ها در بازی های رایانه ای خدمت شما عرض کرده ام “در طول سری عشق این دو به یکدیگر همواره بیشتر و بیشتر می شود و در اپیزود دوم زمانی که آلیکس شدیدا زخمی شده است و دکتر فریمن با سختی و با دل و جرات فراوان کارهای لازم برای احیای او را انجام می دهد کاملا آشکار است که زندگی این دو نفر گویی برای همیشه به هم گره خورده است. واقعا نمی توانم صبر کنم تا ببینم در Half Life 3 چه اتفاقی خواهد افتاد و این رابطه بی نظیر چگونه پیش رفته است و یا خواهد رفت.”

امیدواریم که روزی دوباره شاهد عنوانی جدید از این سری باشیم و یا لااقل همین عناوین قبلی را ریمیک کنند. گاهی فکر می کنم والو می ترسه که به این سری دست بزنه و خرابش کنه!!! یا شاید هم می ترسه بیافته بشکنه! شاید هم شمردن پول های استیم به گیب وقت بازیسازی نمیده! چند وقت دیگه اگه گیب ریس جمهور آمریکا شد تعجب نکنید. اونجوری دیگه از استیم هم تحریم میشیم! بعد میگیم مرگ بر استیم و کیف پول استیممون رو هم آتیش می زنیم!

حیف است که از بازی Half-Life 2: Episode Two حرف زده شود ولی اشاره ای به یکی از برترین شخصیت های مونث و برترین همراهان تاریخ بازی های رایانه ای یعنی Alyx نکنیم. شخصیتی که یک همراه و یار و همدم فوق العاده برای بازیباز و دکتر فریمن است و بی‌ شک یکی از ۳ شخصیت برتر مونث از لحاظ عمق شخصیت‌ پردازی در دنیای بازی‌ های رایانه‌ ای به حساب می‌ آید. وی دختری است بسیار بااراده، قوی، دارای ثبات شخصیتی بالا، مهربان و خوش‌ قلب که همواره می‌ دانید در بدترین و سخت‌ ترین شرایط می‌ توانید روی او حساب کرده و به وی اعتماد کنید. نوع شکل‌ گیری رابطه بین وی و دکتر فریمن در طول این سری بسیار جذاب و بی‌ نقص کار شده است و با اینکه دکتر گوردون فریمن در تمام سری Half Life حتی کلامی هم حرف نمی زند ولی کاملا در طول روند بازی می توان رشد یافتن و عمیق تر شدن احساس رابطه بین او و Alyx Vance را متوجه شد. زیرا که این خود شما هستید که در طول بازی آرام ارام به Alyx بیشتر و بیشتر علاقمند می شوید و رابطه تان با وی رشد می کند. شما دکتر فریمن هستید.  بدون شک بازی Half-Life 2: Episode Two یکی از نمادهای صنعت بازی و جزو بازی های بی نهایت قدرتمندی است که از تم آخرالزمانی برخوردارند.  این عنوان بی نظیر و محبوب در لیست ما از “برترین بازی‌های آخرالزمانی در تاریخ بازی های رایانه ای” در جایگاه سوم قرار گرفته است. امیدواریم که روزی دوباره شاهد عنوانی جدید از این سری باشیم و یا لااقل همین عناوین قبلی را ریمیک کنند. گاهی فکر می کنم والو می ترسه که به این سری دست بزنه و خرابش کنه!!! یا شاید هم می ترسه بیافته بشکنه! شاید هم شمردن پول های استیم به گیب وقت بازیسازی نمیده! چند وقت دیگه اگه گیب ریس جمهور آمریکا شد تعجب نکنید. اونجوری دیگه از استیم هم تحریم میشیم!

۲ –  Fallout 3

Fallout 3

سازنده:  Bethesda Softworks, Bethesda Game Studios

ناشر:  Bethesda Softworks

ژانر:  Action RPG

پلتفرم مقصد:  Xbox 360, Xbox One, PlayStation 3, Microsoft Windows

سال انتشار:  ۲۰۰۸

امتیاز متا:  ۹۳/۱۰۰

بازی های فال آوت جزو تحسین شده ترین عناوین نقش آفرینی تاریخ هستند و همواره از آغاز راه تا به امروز، فوق‌العاده عمل کرده‌اند. در واقع هر گاه که صحبت از برترین، قدرتمندترین و محبوب ترین فرنچایزهای دنیا (نه فقط در سبک نقش آفرین بلکه در تمام سبک ها) می شود یکی از بدیهی ترین نام ها فرنچایز فال آوت و البته در راس آن ها، Fallout 3 است که معنای واقعی عنوانی شاهکار محتوای بسیار زیاد و کیفیت بی نظیر است و موفق ترین بازی این سری محسوب می شود و در این شماره از لیست به آن می پردازیم. بد نیست تا در ابتدا به سنت همیشگی این مقالات در مورد فرنچایزهای بزرگ، نگاهی کوتاه به تاریخچه سری فال آوت داشته باشیم. سری عناوین فال آوت یک فرنچایز نقش آفرینی شوتر با تم post-apocalyptic Retro-futuristic هستند که اولین بار توسط Interplay Entertainment خلق شد.  از این سری تاکنون ۸ بازی منتشر شده است که شامل ۵ نسخه اصلی (۴ بازی شماره دار و فال آوت نیووگاس) و ۳ بازی اسپین آف با نام های Fallout Tactics: Brotherhood of Steel در سال ۲۰۰۱، Fallout: Brotherhood of Steel در سال ۲۰۰۴ و Fallout Shelter در سال ۲۰۱۵ می باشند. جالب است بدانید که عنوانی به نام Wasteland در سال ۱۹۸۸ الهام بخش خلق سری فال آوت شد و حتی به احترام آن، دنیای بازی فال آوت هم Wasteland نام گرفت و به نوعی سری فال اوت یک دنباله معنوی برای بازی Wasteland محسوب می شد.

خیلی سخت است که کسی برای اولین بار با سری فال آوت ارتباط برقرار کند و آن را بشناسد، ولی وقتی این طور شد و با آن خو گرفتید دیگر محال است رهایش کنید. اما متاسفانه اکثرا در همان بخش اول که گفتم دیگر رها می کنند بازی را. مخصوصا در کشورمان که فال آوت باز رسما قحطی است!

بازی Fallout 3 که به عنوان برترین بازی این سری شناخته می شود و کار ساخت و توسعه آن را Bethesda Game Studios برعهده داشت، عنوانی در ژانر اکشن نقش آفرینی محسوب می شود که در سال ۲۰۰۸ توسط کمپانی Bethesda Softworks برای پلتفرم های Playstation 3 ,Xbox360 و PC منتشر گردید. البته این عنوان زیبا در نسل هشتم نیز توسط قابلیت اجرای بازی های نسل هفتم برای کنسول ایکس باکس وان نیز در دسترس قرار گرفت. باید گفت الحق و الانصاف سازندگان Fallout 3 در بتزدا و در راس آن‌ها تاد هاوارد موفق شده‌اند عنوانی را بسازند و منتشر کنند که ساعت‌ها محتوای عالی و عمیق را خالصانه و صادقانه در اختیار ما قرار می‌دهد و به بهترین شکل ما را سرگرم می‌کند. داستان بازی سوم نیز مانند همیشه وقایع چندین سال بعد از انفجار هسته ای در آمریکا را نشان می دهد و داستان امید انسان به بقا و دست و پا زدن او برای نجات نوع خود در یک دنیای وحشی به نام Wasteland که پر از هیولاهای جهش یافته و غارتگران و قاتلین بی رحم است را نشان می دهد. از تاثیر عمیق انتخاب‌ها گرفته تا مبارزات عالی بازی و شخصی‌‌سازی فوق‌العاده آن، همه و همه به شکلی بهینه در بازی پیاده شده‌اند و آماده هستند تا ما را در دنیای آخرالزمانی و بی‌رحم Wateland رها کنند. دنیایی که گویی در آن دیگر اثری از عاطفه و مهر و محبت باقی نمانده و رفتارها حالتی حیوانی و تنها بر اساس غریزه بقا پیدا کرده است.

بازی جدید Fallout 76 نیز که به عنوان یک بازی آنلاین در نسل هشتم منتشر شده است با این که از نظر منتقدین در ابتدای عرضه زیاد موفق عمل نکرد ولی مدام با آپدیت ها و بهبودهایی که به خود می بیند دارد وضعیتش بهتر می شود و تعداد افراد خیلی خیلی زیادی مشغول بازی کردن آن هستند و به شخصه با بیش از ۱۰۰ ساعت تجربه این عنوان واقعا تعجب می کردم که می دیدم به طور مداوم و شب و روز تعداد خیلی زیادی مشغول تجربه این بازی هستند و اینجاست که می توان محبوبیت یک فرنچایز را فهمید، زیرا با وجود نمرات کم، طرفداران وفاداری دارد که به آن اعتماد دارند و آن را خریداری می کنند و بازخورد به سازندگان می دهند تا وضعیت بازی محبوبشان بهتر شود. بالاخره بازی معمولی فال آوت هم یه سر و گردن از ۹۰ درصد نقش آفرینی ها بهتره

Fallout 3 با ارائه یک تم آخرالزمانی بی نظیر و شاهکار و ترکیب آن با یک گیم پلی بسیار بسیار عمیق و فکر شده موفق شد تا پس از انتشار بازخوردهای بی نظیری را در حد یکی از برترین بازی های تاریخ کسب کند و امتیاز متای شاهکار ۹۳/۱۰۰ را به دست بیاورد تا به عنوان یکی از ۲-۳ بازی برتر دارای تم Post-Apocalyptic در دنیای بازی های رایانه ای و یکی از برترین عناوین نقش آفرینی تاریخ شناخته شود. همچنین این بازی در سال ۲۰۰۸ به عنوان بازی سال ای جی ان شناخته شد و جوایز بی نظیری را مانند Xbox 360 Game of the Year و Best RPG را نیز کسب کرد. در گیم پلی بازی فال آوت ۳ به سنت همیشگی عناوین این سری، می توانید هم بازی را از دید اول شخص و هم سوم شخص دنبال نمایید که البته به نظر می رسد زاویه اول شخص پایه اصلی ساخت این سری محسوب می گردد زیرا که بازی در این حالت بسیار خوش دست تر از زاویه سوم شخص است، درست مانند سری الدر اسکرولز. باید گفت Fallout 3 عنوانی است که کاملا این توانایی را داشت (و دارد) که نه تنها هفته‌ها، بلکه ماه‌ها علاقمندان را سرگرم کند. البته با ۵ بسته‌ الحاقی فوق العاده ای که این بازی دارد حتی می‌تواند تا یکی دو سال به بازی اصلی و هر روزه شما در کنسول یا رایانه‌های شخصی‌ تبدیل شود و شما را غرق در خود کند.

همیشه این دوربین سوم شخص فال آوت و الدر اسکرولز انگار یه جوریه غیر طبیعیه!!

همان طور که می دانید نسخه چهارم این سری نیز بعد از ۷ سال انتظار بعد از نسخه سوم، در سال ۲۰۱۵  برای نسل هشتم منتشر گردید و موفق شد تا بازخوردهای عالی را نیز کسب نماید و در لیست ۵ بازی کاندید بازی سال در مراسم گیم اواردز ۲۰۱۵ نیز قرار گرفت. بازی جدید Fallout 76 نیز که به عنوان یک بازی آنلاین در نسل هشتم منتشر شده است با این که از نظر منتقدین در ابتدای عرضه زیاد موفق عمل نکرد ولی مدام با آپدیت ها و بهبودهایی که به خود می بیند دارد وضعیتش بهتر می شود و تعداد افراد خیلی خیلی زیادی مشغول بازی کردن آن هستند و به شخصه با بیش از ۱۰۰ ساعت تجربه این عنوان واقعا تعجب می کردم که می دیدم به طور مداوم و شب و روز تعداد خیلی زیادی مشغول تجربه آن هستند و اینجاست که می توان محبوبیت یک فرنچایز را فهمید، زیرا با وجود نمرات کم، طرفداران وفاداری دارد که به آن اعتماد دارند و آن را خریداری می کنند و بازخورد به سازندگان می دهند تا وضعیت بازی محبوبشان بهتر شود. در نهایت از این عناوین که بگذریم بر می گردیم به نسخه مورد نظرمان در این لیست یعنی فال آوت ۳. بدون شک بازی Fallout 3 جزو بازی های شاهکاری است که از تم آخرالزمانی برخوردارند و یکی از برترین الگوها برای سازندگانی است که می خواهند عناوینی با موضوع آخرالزمان بسازند و دنیایی کاملا پسا آخرالزمانی و کاملا قابل لمس را خلق کنند و حس بقا را به بازیباز منتقل نمایند. Fallout 3 در لیست ما از “برترین بازی‌های آخرالزمانی در تاریخ بازی های رایانه ای” جایگاه دوم را کسب نموده است، هر چند که هیچ حرف و حدیثی هم نیست اگر آن را در رتبه نخست قرار دهیم.

۱ – The last of us

The last of us

سازنده: Naughty Dog

ناشر: Sony

ژانر: Third Person Shooter ,Survival Horro

پلتفرم مقصد: PS3. PS4

سال انتشار: ۲۰۱۳

امتیاز متا: ۹۵/۱۰۰

در همان نظرات قسمت اول مقاله خیلی از شما به راحتی می دانستید که بازی نخست لیست جه عنوانی است و چه عنوانی باید باشد. کاملا هم درست حدس زدید زیرا که وقتی بروید و در گوگل عبارت Top 10 Apocalyptic games را جستجو نمایید و چند ویدئو و مطلب از آن ببینید، مشاهده می کنید که نه در لیست ما، بلکه در خیلی از لیست ها و مقالات و ویدئوهای مشابه، ابرشاهکار The last of us در جایگاه نخست قرار گرفته است. The Last of Us از آن عناوینی است که (من به این طور عناوین می گویم بازی های در کلاس بایوشاک) باید قطعا و تحت هر شرایطی آن را تجربه کنید زیرا که ترکیبی از چند شاهکار در بخش های مختلف داستان و گرافیک و گیم پلی و موسیقی و .. با هم عنوانی را به نام The Last of Us شکل داده اند. در طول تاریخ بازی های خیلی زیادی داریم که بی نظیر هستند، اما عناوینی مثل بایوشاک یا The Last of Us جریان ساز هستند. در حقیقت این عناوین تنها شاهکارهایی بی نظیر نیستند بلکه سازنده یک جریان هستند و بخشی از تاریخ این صنعت و هنر را به نام خود می کنند. بازی The Last of Us که کار ساخت و توسعه آن را استودیو توانمند ناتی داگ برعهده داشت، عنوانی در ژانر اکشن ماجرایی و شوتر سوم شخص با المان های وحشت بقا محسوب می شود که در سال ۲۰۱۳ توسط کمپانی سونی انحصارا برای پلتفرم های Playstation 3 منتشر گردید. سپس با آغاز نسل هشتم نسخه ریمستر شده این بازی نیز به همراه بسته الحاقی Left Behind برای کنسول پلی استیشن ۴ عرضه گردید تا نسل هشتم هم از این ابرشاهکار بی نصیب نماند.  The Last of Us با ارائه یک بازی تماما بی نقص و فارغ از هر گونه ایراد و اشکال (از داستان و شخصیت ها تا گرافیک و گیم پلی و موسیقی و صداگذاری)، موفق شد تا پس از انتشار در سطح برترین عناوین تاریخ از نظر امتیازات عمل نماید و با کلی امتیاز پشت سر هم کامل که به این شاهکار اعطا شد، نهایتا امتیاز متای رویایی ۹۵/۱۰۰ را به دست بیاورد تا به عنوان یکی از برترین بازی های تاریخ (و از نظر خیلی ها برترین بازی نسل هفتم) نامش را جاودانه نماید.

بالاخره هر حوزه ای، اسطوره های خودش را دارد که همیشه نامشان در صدر و صف اول ویترین آن حوزه می آید چون همیشه در ویترین، بهترین ها را قرار می دهند. ویترین صنعت و هنر بازی های رایانه ای نیز، یک جای همیشه محفوظ و دست نخورده در همان یکی دو ردیف اول برای The Last of Us دارد و خواهد داشت.

در داستان و گیم پلی The Last of Us با شخصیت اصلی آن یعنی جوئل همراه می شویم و کنترل وی را به دست می گیریم. مردی که در دوره ای که دنیا توسط یک بیماری قارچی از بین رفته و انسان ها تبدیل به قاتلینی وحشتناک یا بیمارانی زامبی مانند شده اند، طی اتفاقاتی با دختری نوجوان به نام الی همراه می شود که گویا کلید حل این بیماری مخوف است و نسبت به آن مقاوم می باشد. جریان و اتفاقاتی که در سفر این دو رقم می خورد و رابطه ای که بین آن ها ایجاد می شود، داستان بازی را شکل می دهد و یکی از احساسی ترین، زیباترین و البته تاریک ترین روایت های داستانی که تاکنون در بازی ها دیده ایم را به ما هدیه می دهد.  گاهی خواندن یک خط از دیالوگ های بازی و یا نگاه به چهره یکی از شخصیت های آن کلی ما را متلاطم و آشفته می کند و احساساتمان فوران می کند که این بازی کردن با احساسات کاری نیست که از هر بازیساز و هر داستانی ساخته باشد. عناوینی مثل The Last of Us داستان را زنده نگاه می دارند و برای روایت آن مایه می گذارند. این بازی ها می توانند چشمانتان را خیس کنند. کاری که شاید در زندگی واقعیتان هم کسی نتواند بکند، ولی نمی توانید وقتی سارا در آغوش جوئل جان می دهد اشکتان سرازیر نشود. این قدرت یک مدیاست که می تواند اینچنین روایت و داستان جذابی را شکل دهد و این گونه دنیا را به تحسین وادارد. مطمئن باشید که سال ها و سال ها بعد به کوچکترها خواهیم گفت که “The Last of Us در زمان ما منتشر شد، ما آن موقع بازی کردیم” و مطمئن باشید که آن ها این را به عنوان یک افتخار بزرگ برای ما حساب می کنند، انگار که ما هم دوره یک اسطوره بوده ایم.

The Last of Us از آن عناوینی است که (من به این طور عناوین می گویم بازی های در کلاس بایوشاک) باید قطعا و تحت هر شرایطی آن را تجربه کنید زیرا که ترکیبی از چند شاهکار در بخش های مختلف داستان و گرافیک و گیم پلی و موسیقی و .. با هم عنوانی را به نام The Last of Us شکل داده اند.

در بخش گیم پلی The Last of Us می تواند یک مخفی کاری کامل باشد، یک اکشن ماجرایی و وحشت بقا و یک شوتر سوم شخص محض نیز می تواند باشد و در این زمینه نیز یک بازی بی نقص و کامل را از سوی نوابغ ناتی داگ شاهد هستیم شما می توانید با انواع و اقسام سلاح هایی که در طول بازی به دست می اورید با دشمنان مبارزه نمایید و از سیستم فوق العاده عالی کاورگیری بازی استفاده نمایید. سیستم شوتینگ و یا تیراندازی بازی فوق العاده لذتبخش و واقعی کار شده است و شلیک با تک تک سلاح های بازی بسیار لذتبخش است. در زمینه شخصیت پردازی و نوع روایت داستان و ایجاد رابطه بین شخصیت ها باید گفت رابطه بین جوئل و الی (و نوع شکل گیری آن)، یک رابطه شاهکار و بی نظیر و قدرتمند در یک بازی شاهکار و بی نظیر و قدرتمند است و نوابغ ناتی داگ با این عنوان و با این داستان پردازی و شخصیت ها و روابط آن ها بار دیگر ما و طرفداران و علاقمندان پلی استیشن را غرق در شادی و لذتی کردند که نظیر آن برای هیچ کس دیگری ممکن نیست. جنس این رابطه چیزی است که در آن زمان و در آن دنیای دیوانه وار اصلا پیدا نمی شود و به همین خاطر بی نهایت ارزشمند و زیباست. با این که جوئل والی سال ها را از هم دور بوده اند و حتی هم را نمی شناخته اند اما وقتی که هم را می یابند و با هم همراه می شوند یکی از زیباترین و عمیق ترین و بی نظیرترین روابط شکل گرفته در تاریخ این صنعت را با هم برقرار می کنند که بر اساس یک دوستی مشترک و بسیار قدرتمند است. این دو در طول روند بازی آرام آرام به هم وابسته می شوند و لحظه به لحظه برای هم مهم تر می شوند. آن ها با هم دعوا می کنند، گریه می کنند، هوای هم را در بدترین شرایط دارند و حتی در زمانی که لبخندها بر لبان دنیا خشکیده است با هم شوخی می کنند و لبخند می زنند. اوج داستان بازی زمانی است که جوئل متوجه می شود که چقدر الی برای او عزیز است و برایش اهمیت دارد، آن قدر که تمام دنیا را به خاطر او بکشد و از پیش رو بردارد تنها برای این که الی سالم بماند و او را نیز مانند دخترش از دست ندهد.

در طول تاریخ بازی های خیلی زیادی داریم که بی نظیر هستند، اما عناوینی مثل بایوشاک یا The Last of Us جریان ساز هستند. در حقیقت این عناوین تنها شاهکارهایی بی نظیر نیستند بلکه سازنده یک جریان هستند و بخشی از تاریخ این صنعت و هنر را به نام خود می کنند.

بدون شک می توان گفت بازی  The Last of Us برترین عنوانی است که از تم آخرالزمانی بهره می برد و هر چیزی که در آن می بینیم در راستای موفقیت هر چه بیشتر بازی نقشش را انجام داده است و واقعا سازندگان باید ببینند و یاد بگیرند که اگر می خواهند دنیایی آخرالزمانی بسازند و داستان تعریف کنند، باید عناوینی مثل لست آو اس و فال آوت را الگوی خود قرار دهند. حتما می دانید که قسمت دوم این شاهکار برای کنسول پلی استیشن ۴ در دست ساخت است و هر بار با نمایش های فراتر از شگفت انگیزش ما را بیشتر تشنه می کند و انتظار را سخت تر. عنوانی که به نظر می رسد آن هم مثل بازی اول یک بازی فراتر از شاهکاز و البته جنجالی خواهد بود و جامعه اکثریت گیمرهای دنیا یعنی پلی استیشن داران با انتشار این بازی از خوشحالی خشتک ها دریده و سر به صحرا می گذاریم! از نسخه دوم بگذریم و فعلا از صحرا به بازی اول برگردیم! The Last of Us به معنای واقعی کلمه بی نقص است، عناوینی مثل لست آو آس و بایوشاک و ویچر ۳ معنای بی نقصی یک بازی هستند. این بازی ها هستند که هنوز بخش تک نفره و داستانی را ارج می نهند و آن را زنده نگاه می دارند تا در هیاهوی شوترهای انلاین ۲۰۰ نفره گم نشوند و یادمان نرود که از قدیم، بازی، یک یا دو نفره بوده است و بازی، داستان داشته است.

همیشه که نباید حرف زد. گاهی وقتا یه تصویر و گیف خودش سال ها حرفه. چند تا بازی نسل هشتم می شناسید که از این بازی ۲۰۱۳ خوش گرافیک تر باشن؟

در نهایت و بعد از دو شماره از این مقاله که به بررسی ۱۸ بازی مختلف پرداختیم، عنوان The Last of Us موفق می شود که در لیست ما از “برترین بازی‌های آخرالزمانی در تاریخ بازی های رایانه ای” در جایگاه شایسته اش یعنی رتبه نخست قرار بگیرد. The Last of Us از ْآن عناوینی است که به معنای واقعی کلمه در کل ساختار خود از بزرگترین المان ها تا ریزترین جزییات، یک شاهکار محض است.  The Last of Us مظهر قدرت داستان پردازی و قدرت شخصیت هاست. مفهوم ترکیب سرگرمی، درام، غم، ترس، مرگ و البته در راس آن ها عشق است. عشقی که به طرزی فوق العاده با غم و اندوه ترکیب شده است و این اندوه، یک لایه خاکستری محزون را بر روی تمام دنیای بازی و داستان آن کشیده است. بالاخره هر حوزه ای، اسطوره های خودش را دارد که همیشه نامشان در صدر و صف اول ویترین آن حوزه می آید چون همیشه در ویترین، بهترین ها را قرار می دهند. ویترین صنعت و هنر بازی های رایانه ای نیز، یک جای همیشه محفوظ و دست نخورده در همان یکی دو ردیف اول برای The Last of Us دارد و خواهد داشت.

منبع متن: gamefa

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید