از زمانی که در وبسایت گیمفا به عنوان یک نویسنده مشغول کار شدم همواره نکته ای را در ذهن داشتم که از آن جا که شاید از بسیاری از بازیبازهای جوانتر تجربه بیشتری در دنیای بازی ها دارم و تعداد عناوین زیادی را در طول این بیست و اندی سال تجربه کرده ام، بتوانم بازی […]

روزی روزگاری: تکینگی در هزارتوی کنترل زمان | نقد و بررسی بازی Singularity

از زمانی که در وبسایت گیمفا به عنوان یک نویسنده مشغول کار شدم همواره نکته ای را در ذهن داشتم که از آن جا که شاید از بسیاری از بازیبازهای جوانتر تجربه بیشتری در دنیای بازی ها دارم و تعداد عناوین زیادی را در طول این بیست و اندی سال تجربه کرده ام، بتوانم بازی هایی را که کمتر کسی آن ها را می شناسد و خیلی ها این عناوین را از دست داده اند و حتی شاید نامشان را هم نشنیده باشند، به بازیبازها و کاربران عزیزمان معرفی کنم و از آن جا که تعداد مخاطبان وبسایت گیمفا بسیار زیاد است و بخش اعظمی از جامعه بازیبازان کشورمان را شکل می دهد، بتوانم سهمی را در آشنا کردن هر چه بیشتر بازیبازهای جوان تر با عناوین بی نظیر قدیمی تر و همینطور نسل هفتم داشته باشم و همیشه سعی کرده ام تا جدا از عناوین جدید و مقالات جانبی و … به نقد بازی هایی نیز بپردازم که بسیار با کیفیت و عالی هستند ولی به هر دلیلی مانند عدم تبلیغات و متای پایین و … کمتر کسی از آنها اطلاع دارد و به این ترتیب شاید با خواندن مقاله بنده، عده ای به سراغ تجربه آن ها بروند و یک بازی جذاب را تجربه کنند.

یک بازی کاملا ارزشمند و فوق العاده زیبا

خوشبختانه تا امروز موفق شده ام که تعداد خیلی زیادی از این قبیل بازی ها را برای شما عزیزان معرفی کنم و واقعا باید بگویم بازخوردی که تاکنون از  شما دریافت نموده ام، فراتر از سطح انتظارم بوده است و واقعا خوشحالم که موفق شده ام خیلی از شما دوستان عزیزم را به سمت عناوینی سوق دهم که قبلا ساده از آن ها گذشته بودید و یا اصلا نمی شناختید و با تجربه آن ها، بازخورد مثبت و محبت آمیزی را به من انتقال داده اید تا هر چه بیشتر انگیزه و روحیه بالایی را برای هر چه بیشتر معرفی کردن این قبیل بازی ها در خودم حس کنم و به عنوان نویسنده ای که به لطف شما عزیزان، تعداد مخاطبان بالایی مقالاتم را مطالعه می کنند، این را به عنوان یک وظیفه و مسئولیت برای خودم بدانم که نسل جوانتر بازیبازها را با بازی های جذاب و قدرتمند قدیمی و اکثرا ناشناخته آشنا نموده و سهمی کوچک در بالاتر بردن آگاهی و اطلاعات بازیبازان از عناوین زیاد شناخته نشده ولی بی نظیر داشته باشم.

جابجایی مداوم بین زمان های مختلف بازی فوق العاده جذاب کرده است و تلاش برای تغییر تاریخ، یکی از المان های هیجان انگیز بازی است که نهایتا به ما ثابت می کند که فاجعه بالاخره رخ خواهد داد و نمی توان آن را عوض کرد.

تا امروز عناوینی مثل Heavenly Sword ,Enslaved Odyssey to the West ,Majin and the Forsaken Kingdom ,Lords of the Fallen ,Shadows of the Damned ,Dante’s Inferno Splatterhouse ,Alice Madness Returns ,Asura’s Wrath ,Folklore ,Lollipop Chainsaw ,Hunted The Demon Forge ,The Darkness و تعدادی عناوین دیگر را برای شما عزیزان معرفی کرده ام که شاید سبب شده باشد تا برخی از شما به فراخور سلیقه تان سراغ آن ها بروید و شاید از تجربه آن ها لذت ببرید. بازی مورد نظر ما در مطلب امروز نیز یکی از همین قبیل عناوین است که شاید خیلی از شما آن را تجربه نکرده باشید و نشناسید ولی به معنای واقعی یک شوتر معرکه و بی نظیر است. این عنوان Singularity نام دارد و یک شوتر بسیار خاص و معرکه ولی تقریبا ناشناخته است و خیلی ها با آن آشنایی ندارند. بگذارید تا مقداری بیشتر شما را با این بازی زیبا و منحصر به فرد آشنا کنیم.

وقتی که دستگاهی مانند TMD به دست انسان بیافتد، قاعدتا تراژدی و فاجعه رخ خواهد داد و قدرت وحشتناک آن، هر انسانی را به فساد و طمع خواهد کشاند.

سال ۲۰۱۰ و در نسل هفتم بود که استودیو  Raven Software و اکتیویژن یک شوتر اول شخص با نام Singularity را برای پلتفرم های Microsoft Windows, PlayStation 3 و Xbox 360 منتشر کردند و بازخوردهای تقریبا خوبی را نیز دریافت نمودند. لازم است بدانید که استودیو Raven Software مسئول ساخت بخش های چند نفره و مولتی پلیر و برخی از دی ال سی ها و بخش زامبی تقریبا تمامی عناوین کال او دیوتی از زمان  Call of Duty: Black Ops در سال ۲۰۱۰ تا کنون است و حتی بخش چند نفره بازی Call of Duty: WWII نیز اکنون توسط این استودیو در حال ساخت است. همچنین این شرکت بازی های دیگری مثل Marvel: Ultimate Alliance و  X-Men Origins: Wolverine و X-Men Legends و Quake 4 و Wolfenstein (سال ۲۰۰۹) را نیز تا به امروز ساخته و منتشر کرده است. بازی Singularity در زمینه کسب امتیازات بازخوردهای نسبتا موفقی را دریافت نمود و امتیازاتی مثل نمره ۸ از وبسایت گیم اسپات و امتیاز ۹ از Destructoid و امتیاز ۷ از آی جی ان و امتیاز ۸۵ از گیم اینفورمر و امتیاز ۳٫۵/۵ را از جوی استیک دریافت نمود و نهایتا موفق شد تا متای خوب و قابل قبول ۷۷ را دریافت نماید که نشانگر یک عنوان جذاب و موفق بود. اما به عقیده بنده این بازی نیز از همان عناوینی بود که متای آن مقداری غلط انداز بود و کیفیت بازی در مجموع بسیار بهتر از متای آن بود. نکته اصلی جذابیت بازی مکانیک کنترل زمان در آن بود که به بهترین شکل در بازی قرار داده شده بود و استفاده از هآن برای کارهایی مثل پیر کردن و کشتن دشمنان و … بسیار لذتبخش و جذاب بود.

ماشین دستکاری زمان یا Time Manipulation Device (به اختصار TMD) نقطه عطف بازی است

از آن جایی که در مدت اخیر همانطور که قبل تر عرض کردم عناوینی را برای شما معرفی کرده ام که ممکن است به خاطر متا از کنار نام آن ها گذشته باشید و یا اصلا نامشان را نشنیده باشید، باید بگویم Singularity نیز از همین دسته است و عنوانی است که ایراداتی دارد ولی مجموع تجربه آن به عنوان یک سرگرمی و لذتی که از آن می برید بالاتر از متای آن است (هر چند که متای ۷۷ خودش نشانه یک بازی با کیفیت است ولی باز هم به عقیده من کیفیت بازی بالاتر است). به همین دلیل هم تصمیم گرفتم تا در مطلب امروز به بررسی بخش های مختلف و کلیات و جزییات بازی Singularity بپردازیم و آن را به همراه شما به طور کامل واکاوی نموده تا از نقاط ضعف و قوت آن آگاه شوید. پس اگر به هر دلیلی حس می کنید که به این بازی علاقمند هستید یا می خواهید خاطره آن برایتان زنده شود و یا اصلا نامش را نشنیده اید و دنبال یک شوتر اول شخص خاص و جذاب می گردید، با بنده و گیمفا در ادامه مطلب نقد و بررسی بازی Singularity همراه شوید.

مدیونی بزنی منو!!

داستان بازی از آنجا آغاز می شود که یک موج الکترومغناطیسی از یک جزیره  غیر مسکونی به نام Katorga-12 که قبلا توسط اتحاد جماهیر شوروی اداره می شده است به یک ماهواره جاسوسی آمریکا آسیب وارد می کند. یک گروه حرفه ای از تفنگداران دریایی آمریکا که شامل پروتاگونیست اصلی بازی یعنی کاپیتان Nathaniel Renko نیز هستند، برای بررسی به آنجا اعزام می شوند. یک موج دیگر هلیکوپتر آن ها را نیز از کار می اندازد و در جزیره Katorga-12 سقوط می کنند. بعد از سقوط، Renko به طور عجیبی شروع به جابجا شدن بین زمان حال و سال ۱۹۵۵ که رویداد فاجعه بار catastrophic در جزیره رخ داده است، می شود. وی در زمانی به سال ۱۹۵۵ می رسد که فرصت می کند یک دانشمند به نام Nikolai Demichev را قبل از سوختن در آتش نجات دهد. در همین حال که وی مشغول نجات دانشمند است، یک مرد دیگر سعی می کند که به او هشدار دهد که آن دانشمند را نجات ندهد و سپس در آتش می سوزد.

دوکله گان!!!

۴ پاراگراف پیش رو در این مقاله دارای اسپویلر بسیار شدید در مورد بخش های پایانی بازی تا رسیدن به انتهای آن و تمام کردن آن است. در صورتی که می خواهید این عنوان را تجربه نمایید، از خواندن این ۴ پاراگراف قطعا صرف نظر کنید.

وقتی به زمان حال باز می گردیم، Renko مشاهده می کند که Demichev دنیا را تصرف کرده است و او توسط سربازان Demichev دستگیر می شود. ولی توسط کاترین که یک عضو گروه مقاومت به نام Mir-12 است نجات داده می شود. بر اساس یک دفترچه اطلاعات که آن ها در جزیره پیدا می کنند، گروه مقاومت به رنکو می گویند که او می تواند به سلطه دمیچف بر دنیا پایان دهد، آن هم با استفاده از ماشین دستکاری زمان یا Time Manipulation Device  (به اختصار TMD) که توسط ویکتور باریسوف ساخته شده است. باریسوف در گذشته توسط دمیچف به قتل رسیده است، به همین خاطر هم رنکو با TMD به آن زمان می رود و باریسوف را نجات می دهد. در بازگشت دوباره به زمان حال، رنکو و باریسوف به این نتیجه می رسند که آنها می توانند با برگشتن به سال ۱۹۵۵ و نابود کردن کل جزیره با استفاده از بمبی ساخته شده از E99 که همان ماده ای است که سبب فاجعه catastrophic در جزیره شده است، تاریخ را به مسیر درست خود بازگردانند. رنکو و کاترین به دنیال یافتن بمب می روند ولی وقتی می خواهند آن را بازگردانند، کاترین گم می شود. آنها از بمب در جزیره استفاده می کنند و بنابراین ساختمان تحقیقاتی که دمیچف با استفاده از آن بسیار قدرتمند می شود نیز نابود می گردد.

واقعا استفاده از TMD در مبارزات بازی لذتبخش است و پیر کردن و پوساندن دشمنان هیجان خیلی خاصی دارد

وقتی رنکو به زمان حال باز می گردد، می بیند که دمیچف، باریسوف را گرفته و اسلحه بر روی سر وی قرار داده است. دمیچف به رنکو می گوید که او بعد از این که ساختمان تحقیقاتی توسط بمب از بین رفت دوباره آن را ساخته است  و به این ترتیب تاریخ دست نخورده باقی می ماند. باریسوف به رنکو می گوید که کلید تغییر تاریخ لحظه نجات دادن دمیچف است و از رنکو می خواهد به همان زمان برگردد و اجازه ندهد که خودش دمیچف را از آتش نجات دهد. در مقابل، دمیچف به رنکو در ازای TMD قول یک مقام بالا در امپراطوری خودش را می دهد. همچنین او اشاره می کند که این نقشه باریسوف از قبل شکست خورده است. چگونه؟ اینجا داستان معرکه می شود.. دقت کنید… دمیچف به رنکو می گوید که آن مرد مرموزی که هنگام نجات دمیچف توسط رنکو از آتش، به رنکو می گوید که این کار را نکند، خود رنکو بوده است که طبق همین نقشه ای که اکنون باریسوف به رنکو گفت، رفته تا نگذارد خود گذشته اش، دمیچف را نجات دهد!

حفره نساز بهر کسی… اول خودت بعدا کسی!!!

در اینجا بازیباز یک انتخاب دارد. اگر شما به دمیچف شلیک کنید، در زمان باز می گردید به عقب تا نگذارید خودتان دمیچف را در گذشته نجات دهید. سپس در اپیلوگ بازی مشاهده می کنید که باریسوف خودش TMD را بازیابی کرده و از آن برای غلبه بر دنیا استفاده کرده است! اگر بازیباز به باریسوف شلیک کند، رنکو و دمیچف با هم بر دنیا حکومت می کنند. سپس بعد از مدتی دمیچف از افزایش قدرت مداوم رنکو می ترسد و یک جنگ سرد بین سرزمین هایی که توسط رنکو اداره می شوند و سرزمین هایی که توسط دمیچف اداره می شوند در می گیرد. اگر هم بازیباز به هر دوی دمیچف و باریسوف شلیک کند، رنکو باعث می شود تا دنیا به آشوب و هرج و مرج فرو رود. سپس بعد از مدتی وی به عنوان یک رهبر جدید بر می خیزد و با استفاده از TMD قدرتش را بر دنیا دیکته می کند. سپس صحنه جالبی نمایش داده می شود که کاترین زخمی را در سال ۱۹۵۵ نشان می دهد که در حال نوشتن همان دفترچه اطلاعاتی برای Mir-12 است که بعدا از همان برای ردیابی رنکو استفاده خواهد شد.

دو کله گان ۲!!!

بله درست فهمیدید… کلا چیزی به اسم پایان خوب نداریم و حتی پایان معمولی، بلکه همگی تراژدی هستند و البته وقتی هم که دستگاهی مانند TMD به دست انسان بیافتد، قاعدتا همین اتفاق رخ خواهد داد و قدرت وحشتناک آن، هر انسانی را به فساد و طمع خواهد کشاند. در واقع اگر در چنین داستان سیاهی آخر بازی همه چیز ختم به خیر و گل و بلبل شود مخاطب به هیچ وجه آن را از سازنده نمی پذیرد و برای او داستان بازی حالتی تصنعی پیدا می کند. همانطور که با توجه به شرح کامل داستان بازی از ابتدا تا انتها متوجه شوید (اگر تمام آن را خوانده باشید) این عنوان از داستان جالبی بهره می برد و مهمترین نکته آن روایت خوب آن است که مدام با عوض شدن زمان و رفتن به گذشته و حال، بازیباز را ترغیب می کند تا بفهمد سرانجام چه اتفاقی رخ خواهد داد و با توجه به یکی دو پیچش داستانی جذاب که در بازی وجود دارد و بازیباز را هبجان زده می کند، می توانیم بگوییم که عنوان Singularity موفق شده است تا در زمینه داستان و روایت موفق عمل کند. البته این کلیت خط داستانی بازی است که زیباست وگرنه تک تک شخصیت های آن به صورت جداگانه چنگی به دل نمی زنند و در کل بازی هیچ شخصیت قدرتمند و پرداخت شده ای نمی بینید و بی شک هیچ کدام از شخصیت های بازی در یاد شما نخواهند ماند، ولی کلیت خط داستان بازی را به خاطر خواهید داشت.

Singularity یک شوتر اول شخص با المان های وحشت بقا و قابلیت کنترل زمان است. ماشین دستکاری زمان یا Time Manipulation Device (به اختصار TMD) مهم ترین وسیله در بازی محسوب می شود

بازی در زمینه گرافیک فقط خوب عمل کرده است و نه بیشتر. اگر بخواهم مثالی برای گرافیک این عنوان بزنم باید گفت جلوه‌های بصری Singularity چیزی مثل یک بازی متوسط نسل هفتمی در زمینه گرافیک فنی و هنری است که البته گرافیک آن هیچ گاه مشکلی را برای بازیباز ایجاد نمی کند. بازی گرافیک نسبتا خوبی دارد و از لحاظ فنی دچار ایرادات خاصی نیست و مواردی از قبیل افت فریم و پارگی تصویر و دیر لود شدن تکسچرها در آن مشاهده نمی‌شود. در واقع همان‌طور که گفتم فقط به طور کلی می‌توانیم بگوییم گرافیک بازی مقداری کهنه به نظر می‌رسد و کاملا به روز نیست (نسبت به زمان خود) ولی نمی‌توان گفت که بازی جلوه‌های بصری ضعیفی دارد. در واقع شاهد یک عنوان با گرافیک نسبتا خوب در نسل هفت هستیم که به هیچ وجه در سطح برترین های نسل نیست ولی کاملا با ثبات بوده و به خوبی بهینه سازی شده است. البته این که بازی دارای گرافیکی تقریبا کهنه و رنگ و رفته و متوسط باشد بهتر از آن است که یک بازی کاملا جلوه های بی نظیر و قدرتمند داشته باشد ولی بهینه نباشد و از افت فریم و تکسچرهای صعیف و … رنج ببرد و تجربه بازی را برای بازیباز تلخ کند. خوشبختانه چنین اتفاقی هرگز در Singularity برای شما رخ نخواهد داد.

ترکیب استفاده از سلاح های مختلف در کنار استفاده از TMD گیم پلی متنوع و لذتبخشی را برای بازیباز رقم می زند و مخصوصا در برابر دشمنان چالش برانگیزتر بازی که کم هم نیستند و بسیار هم مخوفند، مبارزات هیجان انگیز و گاها دشواری را به شما هدیه می دهند.

در بازی شاهد محیط‌ های گوناگون و جذابی هستیم که تنوع قابل قبولی دارند و به خوبی فضاسازی شده اند. در واقع باید این طور گفت که بازی پر است از لوکیشن‌ های عالی و زیبا و محیط‌ های گوناگون که هر کدام اتمسفری بسیار تاریک و غمناک و کاملا مناسب با جو بازی دارند، ولی هیچ کدام از آن‌ ها از نظر گرافیکی کاری نمی‌ کنند که شما با خود بگویید “وااای چه محیط زیبایی!… چه گرافیک فوق‌ العاده ‌ای!”، بلکه فقط شاید و شاید قسمت اول جمله را بگویید. در زمینه گرافیک هنری شاهد طراحی هنری با کیفیت و زیبایی در بازی هستیم که به خوبی حال و هوای جزیره ای مخوف را به ما منتقل کرده و جو خفقان‌ آور حاکم بر آن را به ما نشان می‌ دهد تا هر چه بیشتر در دنیای بازی و محیط سنگین و تاریک آن فرو رویم. طراحی گرافیکی و هنری بازی به طور کلی تمی بسیار سیاه و تاریک دارد که برگرفته از اوضاع خفقان آور جزیره است. در مجموع باید گفت Singularity از لحاظ کیفیت گرافیکی فنی و هنری تقریبا نمره قبولی می‌گیرد. گرافیک بازی Singularity برای آن یک ضعف محسوب نمی‌شود، ولی نقطه قوت خاصی نیز برای آن نیست.

سیستم تیراندازی بازی و استفاده از سلاح ها بسیار خوش دست و جذاب از کار در آمده است

Singularity یک شوتر اول شخص با المان های وحشت بقا و قابلیت کنترل زمان است. ماشین دستکاری زمان یا Time Manipulation Device (به اختصار TMD) مهم ترین وسیله در بازی محسوب می شود که توسط هسته ای از E-99 قدرت می گیرد و می تواند تا زمان را دستکاری نماید. این وسیله می تواند مثلا یک ایتم را در زمان به عقب ببرد یا برعکس آن را به جلوتر انتقال دهد. چیزی را به خود جذب کرده و نگاه دارد، یک موج یا پالس انرژی قدرتمند ایچاد کند که دشمنان را گیج کند یا بکشد. TMD تنها می تواند روی موجودات زنده اثر بگذارد و یا بر روی وسایلی که قبلا با E-99 تماس داشته اند. در واقع این راهکار منطقی سازندگان بازی است که به شما بگویند چرا نمی توانید روی هر آیتمی در بازی که می بینید اثر بگذارید و هر کار می خواهید با آنها بکنید. در بازی می توانید روی دشمنان بخت برگشته خود اثر بگذارید و آنها را در زمان آنقدر جلو ببرید که از استخوان هایشان هم چیزی باقی نماند که این بسیار در مبارزات لذتبخش است. البته برخی موجودات زنده مثل سربازان Spetsnaz troop ها که زره سنگینی به تن دارند که قابلیت دفع E-99 را داراست، در برابر این دستگاه ایمن هستند. شما می توانید در بازی و در ایستگاه های قدرت های خاص، TMD را بهبود ببخشید و قدرت های آن را بسیار افزایش دهید. به عنوان مثال شما می توانید با افزایش قدرت این وسیله، آیتم ها و وسایل خیلی بزرگتری را نسبت به حالت نرمال جابجا کنید و در مسیر جابجایی در زمان قرار دهید، مانند پل های شکسته و … که برای پیشروی در بازی حیاتی و لازم می باشد.

یک تم ظریف و جذاب وحشت بقا نیز در بازی قرار داده شده است که آن را هیجان انگیز تر از حالت عادی کرده و لحظاتی در بازی وجود دارند که واقعا جا می خورید و می ترسید.

در بازی انواع و اقسام سلاح ها نیز وجود دارند و سیستم تیراندازی بازی و استفاده از سلاح ها بسیار خوش دست و جذاب از کار در آمده است و بازی را برای شما لذتبخش تر می کند. ترکیب استفاده از سلاح های مختلف در کنار استفاده از TMD گیم پلی متنوع و لذتبخشی را برای بازیباز رقم می زند و مخصوصا در برابر دشمنان چالش برانگیزتر بازی که کم هم نیستند و بسیار هم مخوفند، مبارزات هیجان انگیز و گاها دشواری را به شما هدیه می دهند. بازی دارای بخش چند نفره نیز هست که این بخش دو مد مختلف دارد. هر دو مد به بازیباز اجازه می دهند که در نقش سربازها یا موجودات جهش یافته قرار بگیرد که هر گروه، کلاس ها و قابلیت های مخصوص خودشان را دارند. یکی از مدها که “Creatures vs. Soldiers” نام دارد، در حقیقت یک  team deathmatch است و مد دیگر که “Extermination” نام دارد به این شکل است که در آن سربازان باید کنترل یک سری مناطق خاص را برعهده بگیرند و از سوی دیگر موجودات جهش یافته باید از این مناطق دفاع کرده و نگذارند که سربازان آن ها را تصرف کنند. وقتی که زمان تمام شود، هر تیمی که همه مناطق را در اختیار داشته باشد برنده است و سپس جای تیم ها با هم عوض می شود. بخش چند نفره بازی در همان زمان انتشار بازی نیز شلوغ نبود و به خاطر سطحی بودن و محتوای کم آن و همچنین ناشناخته بودن بازی برای خیلی از بازیبازها در سراسر دنیا، توجه خاصی به آن نشد و معمولا کسانی که بازی را تجربه می کردند، تنها به بخش داستانی آن بسنده می کردند.

برخی دشمنان بازی بسیار مخوف و قدرتمند هستند و بسیار وحشیانه به شما حمله می کنند

در زمینه صداگذاری و موسیقی در بازی Singularity شاهد یک کیفیت متوسط هستیم که نه لذت خیلی خاصی را به تجربه بازیباز از بازی می افزاید و نه کام وی را با یک کیفیت افتضاح تلخ می کند. صداگذاری شخصیت های بازی از اصلی گرفته تا فرعی، با کیفیت معمولی رو به بالا انجام شده است و مانند بازی های بزرگ در این زمینه، شاهد انتقال حس و حال عمیقی به بازیباز با صحبت کردن شخصیت ها نیستیم. تنها شخصیت دمیچف است که در این زمینه مقداری بهتر است و می توانیم بگوییم کار خود را خوب انجام داده است و همواره در صحبت کردن وی لحن و حس خاصی از طمع و رذالت را مشاهده می کنیم و می شنویم. صداگذاری های محیطی در بازی خوب انجام شده است و صداهای سلاح ها و افکت های مختلف و ضربه زدن ها در بازی مشکل خاصی ندارند. در بخش موسیقی نیز قضیه دقیقا همین است و در حال تجربه کردن بازی و بعد از اتمام آن انگار چیزی به نام موسیقی در بازی نشنیده اید و به هیچ عنوان چیز خاصی از آن به یاد نمی آورید. نهایتا در مورد بخش صداگذاری و موسیقی بازی Singularity باید گفت این بخش کیفیت خیلی بالا و معرکه ای ندارد، اما ایراد خاصی نیز ندارد و باعث ضربه زدن کیفیت کلی بازی نمی شود.

بدون هیچ شک و تردیدی و به طور قاطع می گویم اگر ذره ای به عناوین شوتر علاقمند هستید “باید” Singularity را بازی کنید.

نهایتا در مورد بازی Singularity باید بگویم به اعتقاد بنده ارزشی که این بازی دارد، از نمره های خوب آن بیشتر است، زیرا که Singularity یک بازی نسبتا خاص است، یک شوتر اول شخص با المان های کنترل زمان و جابجایی در زمان که آن را از بسیاری از عناوین هم سبک خود متمایز کرده است و حال وهوای جذابی به بازی بخشیده است که در کنار جو و داستان تاریک بازی، ترکیب لذتبخشی را پدید آورده اند. Singularity از دیدگاه بنده در زمره بازی هایی قرار می گیرد که اگر آن را تجربه کرده باشید احتمالا آن را به یاد خواهید داشت. مطمئن باشید که هنوز هم کاملا ارزش دارد که به نسل هفتم بازگردید و این شوتر اول شخص عالی را تجربه نمایید تا یکی از بازی های خوب نسل هفتم را از دست نداده باشید، مخصوصا با توجه به این که Singularity جزو بازی هایی است که بسیاری از بازیبازها حتی نامش را نیز نشنیده اند و سراغ آن نرفته اند.

Singularity از دیدگاه بنده در زمره بازی هایی قرار می گیرد که اگر آن را تجربه کرده باشید احتمالا آن را به یاد خواهید داشت

بازی دارای نقاط قوت بسیاری است که سبب شده اند نقاط ضعف آن کم رنگ تر شوند و خاطره خوبی از این عنوان برای بازیباز باقی بماند. داستان و روایت جذاب بر پایه تغییر اتفاقات گذشته با سفر در زمان و پایان بندی و نتیجه گیری قبل قبول، محیط های خفقان آور و مناسب با جو بازی، گیم پلی و مبارزات بسیار لذتبخش و هیجان انگیز با ترکیب سلاح های گوناگون و دستگاه کنترل زمان که هیجانی بی نظیر به بازی بخشیده است، دشمنان قدرتمند و مخوف و وجود یک تم ظریف و مناسب از وحشت بقا در لایه زیرین بازی، همگی سبب خلق یک شوتر خوش ساخت و هیجان انگیز شده اند که دستگاه کنترل زمان آن را بسیار خاص و جذاب کرده است. بدون هیچ شک و تردیدی و به طور قاطع می گویم اگر ذره ای به عناوین شوتر علاقمند هستید “باید” Singularity را بازی کنید، زیرا از آن لذت بسیاری خواهید برد.

 

اگر یک علاقمند به شوتر اول شخص، سینگولاریتی را بازی نکند، دچار منگولاریتی است!!!

Singularity مانند دیگر شوترها نیست، زیرا با مکانیک کنترل زمان که در بازی در اختیار دارید و با ترکیب آن با سلاح های مختلف می توانید لذت ناب یک بازی خوش ساخت را از این عنوان کسب نموده و مبارزات بسیار جذابی را با دشمنان مخوف و قدرتمند بازی تجربه نمایید. مخصوصا این که با خوش ذوقی سازندگان، یک تم ظریف و جذاب وحشت بقا نیز در بازی قرار داده شده است که آن را هیجان انگیز تر از حالت عادی کرده و لحظاتی در بازی وجود دارند که واقعا جا می خورید و می ترسید. Singularity به هیچ عنوان بازی بی نقصی نیست و قطعا ایراداتی مانند شخصیت های نه چندان پرداخت شده، گرافیک کهنه و رنگ و رو رفته و بخش چند نفره سطحی دارد که در بخش های مربوطه به آن ها اشاره کردیم، اما نقاط قوت پرتعداد آن، بسیاری از معایب را می پوشانند و سبب می شوند تا یک تجربه لذتبخش در یک داستان و دنیای تاریک برای شما رقم بخورد و عنوانی را تجربه نمایید که وقنی آن را به پایان می رسانید، از وقتی که برای آن گذاشته اید راضی هستید و می گویید که ارزشش را داشته است.

منبع متن: gamefa

نوشتن دیدگاه

تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید