فیلم سیاه و سفید همچون گونه‌ای رو به انقراض هر ساله کمتر و کمتر تولید می‌شود اما هنوز هم می‌توان در میان آثار اکران شده ظرف یک دهه گذشته به تعدادی از فیلم‌های شاخص سیاه و سفید برخورد.

فرانسیس فورد کاپولا کارگردان مشهور آمریکایی که برای کارگردانی فیلم‌های بزرگی چون «پدرخوانده» و «اینک آخرالزمان» شناخته شده است از جانب بسیاری از اهالی سینما به عنوان یکی از چهره‌های مهم موج نوی هالیوود تحت عنوان «هالیوود نو» در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ مورد توجه قرار گرفته است. 

چند روز پیش کوئنتین تارانتینو فاش کرد که بهترین فیلم دهه‌ی دوم قرن بیست و یکم از نظرش فیلم شبکه اجتماعی ساخته‌ی دیوید فینچر است. تارانتینو گفت که درام فینچر درباره‌ی خلق فیس بوک به نظرش بهترین فیلم یک دهه‌ی گذشته است. تارانتینو در گفت‌وگو با پریمیر اظهار داشت که این فیلم با بازی جسی آیزنبرگ در نقش مارک زوکربرگ کاملا او را تسلیم کرده است. تارانتینو گفت: «این فیلم شماره‌ی یک در میان انتخاب‌هایم است چون بهترین است. همین. در هر رقابتی همه‌ی رقبایش را نابود خواهد کرد.»

حتی بزرگترین و نام‌آشناترین کارگردان‌ها هم فیلم‌هایی ساخته‌اند که به هر دلیلی از دید خیلی‌ها پنهان مانده‌ و زیاد بهشان توجه نشده. بعضی وقت‌ها قبل از این که مشهور شوند و نامشان سر زبان مردم جهان بیاید، فیلم‌هایی در زادگاهشان ساخته‌اند، یا در مقطعی که هنوز فعالیت حرفه‌ای‌شان شروع نشده بود فیلمی با کمترین امکانات و بودجه ساخته‌اند. گاهی اوقات فیلمی کوچک و جمع و جور در بین آثار مطرح و پر سر و صدای فیلمسازان شناخته‌شده گم می‌شود و کمتر کسی سراغش می‌رود. بازاریابی و تبلیغات ضعیف این فیلم‌ها و یا کم شدن اهمیتشان در این قضیه بی‌تاثیر نیست. برخی از فیلمسازهای این لیست کارنامه‌‌ای چنان درخشان دارند که ممکن است بعضی فیلم‌های خیلی خوبشان که کلاسیک‌هایی بالقوه هستند از قلم بیفتند. می‌توانیم آن‌ها را فیلم‌های مهجور کارگردانان مشهور لقب بدهیم.

فیلم‌های جنگی گونه‌ای از آثار سینمایی را تشکیل می‌دهند که از نظر هنری وزن بالایی دارند و ظرف دهه‌های گذشته مخاطبان بسیاری را به خود جذب کرده‌اند. بسیاری از هنرمندان صاحب‌نام فیلم‌های جنگی ساخته‌اند و در میان آثار جنگی احتمالا فیلم‌های مرتبط با جنگ جهانی دوم آشناترین برای مخاطبان و پرسوژه‌ترین برای کارگردان‌ها و فیلم‌نامه‌نویسان بوده است.

سینمای اروپا همیشه چیزی برای شگفت‌زده‌کردن مخاطب در آستین دارد. سال ۲۰۱۹ هم با مجموعه فیلم‌هایی درباره زندگی، عشق و روابط خانوادگی برای سینمای اروپا سال پرباری بود.

این مطلب مروری روی کارنامه‌ی پنج کارگردانی است که به باور تحلیلگران در سال ۲۰۱۹ بهترین کارگردانی را داشته‌اند. چندین فهرست از بهترین‌های سال گذشته اعلام شده که یکی دو تا از آن‌ها فهرست‌های مهم و تاثیرگذاری بودند. یک برآیند از نه فقط اسکار که برندگان انجمن‌های مختلف نشان می‌دهد که سال گذشته فیلم‌های «مرد ایرلندی» و «روزی روزگاری در هالیوود»، دو فیلمی که عشاق سینما بیشتر از هر فیلم دیگری منتظرشان بودند، موفق‌تر از بقیه ظاهر شده‌اند. البته چه در مورد اسکورسیزی و چه تارانتینو، حالا آن‌ها به جایگاهی رسیده‌اند که جوایز ارزش افزوده‌شان نیست بلکه فیلم‌های آن‌هاست که می‌تواند مایه‌ی فخر انتخاب‌کنندگان هر انجمنی باشد. این دو کارگردان کارکشته که البته یکی متعلق به نسلی قدیمی‌تر است، جزو بزرگترین کارگردانان معاصر محسوب می‌شوند.

احتمالا بسیاری از علاقه‌مندان به پیگیری اخبار مربوط به آکادمی اسکار از رکوردهای مختلف هنرمندان از نظر دریافت جوایز اسکار آگاه‌اند. مثلا بسیاری می‌دانند سه فیلم «بن‌هور»، «تایتانیک» و «ارباب حلقه‌ها: بازگشت پادشاه» پرافتخارترین آثار مراسم اسکار بوده‌اند و هر کدام ۱۱ جایزه دریافت کرده‌اند. به عنوان مثالی دیگر از بحث‌های پرطرفدار پیرامون آکادمی اسکار و جوایزش می‌شود به بازیگری اشاره کرد که از سایر هنرپیشه‌های زن و مرد جوایز بیشتری را به خود اختصاص داده؛ کاترین هپبورن با ۴ جایزه اسکار در رشته بازیگری.