اوایل سال میلادی جاری شاهد برگزاری مراسم اسکار بودیم و بهترین فیلم‌های سال ۲۰۱۸ از نظر آکادمی اسکار در این مراسم انتخاب شدند. با این وجود طبق روال هر ساله بسیاری از فیلم‌هایی که واقعا شایستگی جایزه گرفتن داشتند نادیده گرفته شده و جوایز به فیلم‌هایی رسید که بیشتر با سلیقه اعضای آکادمی هم‌خوانی دارند.

پل توماس اندرسون از سال ۱۹۸۸ که کارش را به عنوان کارگردان شروع کرد تا امروز فقط هشت فیلم ساخته است. هشت بار هم نامزد جایزه اسکار شده و احتمالا جزو معدود کارگردانانی است که تمام این هشت فیلمش مورد توجه منتقدان قرار گرفته‌اند.

یک خانواده خوش ‌آب و رنگ که همگی مثل حباب‌هایی بی‌شکل هستند، بخش مهمی از خاطرات دوران کودکی ما را در کارتون «بارباپاپا» ساخته‌اند. در دهه ۶۰ مخاطب انیمیشن‌های درجه یک غالبا روشنفکرانه‌ای که از تلویزیون پخش می‌شد فقط کودکان نبودند. در آن کمبود برنامه‌های مفرح تلویزیونی نوجوانان دهه ۵۰ و حتی پدران و مادران هم با بچه‌ها پای برنامه کودک می‌نشستند. یکی از کارتون‌های دهه ۶۰ که طرفداران زیادی هم داشت کارتون بارباپاپا بود.

اولین باری که دیوید او.راسل برایمان تبدیل به کارگردانی محبوب شد موقعی بود که فیلمی را با اسم عجیب و غریب «دفترچه راهنمای امید» دیدیم. انگلیسی‌اش بود: silverlinings play book. پیش‌تر فیلم «مبارز» را هم ساخته بود اما این کمدی-رمانتیک سرحال امیدوارکننده درجه یک حس و حال دیگری داشت.

دو سه روز پیش که خبر درگذشت دوبلور قدیمی مهدی آرین‌نژاد منتشر شد خیلی‌ها یاد کارتون مورچه‌خوار کردند. یکی از آن کارتون‌های نوستالژیکی که تا اوایل دهه هفتاد هم برایمان پخش می‌شد. نکته مثبتش این بود که کاراکترهایش یک مورچه و یک مورچه‌خوار بودند و نیاز به هیچ‌گونه ممیزی نداشت. این دو شخصیت یک‌جورهایی یادآور «تام و جری» هستند؛ قربانی باهوش و جلاد خنگ!

آنگ لی یکی از تحسین‌شده‌ترین کارگردانان شرق آسیاست که خیلی زود توانست خودش را به فیلمسازی هالیوودی تحمیل کند. نامزد چهار جایزه اسکار که دو بار هم موفق شده برای فیلم‌های «زندگی پای» و «کوهستان بروکبک» جایزه را به خانه ببرد.

کم نبوده فیلم‌هایی که بابت نقش‌های منفی ماندگار و قدرتمندی که به نمایش گذاشته‌اند مورد توجه و تمجید قرار گرفته‌اند و گاهی اوقات مهم‌ترین دستاوردهای بسیاری از فیلم‌های سینمایی در پرتوی وجود یک شخصیت منفی عمیق و تاثیرگذار به دست آمده‌اند.

حالا دیگر تقریبا همه بچه‌‌هایی که دهه هفتاد کارتون دوقلوهای افسانه‌ای را می‌دیدند متوجه شده‌اند که جولز و جولی خواهر و برادر نبودند. این که ما چقدر بچه‌های ساده‌ای بودیم که واقعا باور کرده بودیم آن پسر چینی و دختر فرانسوی (که بعدتر معلوم می‌شد پدرش انگلیسی است) خواهر و برادر هستند به کنار باید به دوبلورهایمان دست مریزاد بگوییم که چقدر خوب توانستند قصه را بچرخانند و دست آخر پدر جولی به عنوان دایی آنها معرفی شود و به اینجا برسیم که مادرشان اروپایی بوده و پدر چینی و به همین دلیل هم یکی از آنها به پدر رفته و یکی به مادر!