هنری ون دایک نویسنده‌ی آمریکایی نقل قول‌های زیادی در باب زمان و گذران زندگی دارد. یکی از مشهورترین‌هایش این است: «زمان برای کسی که انتظار می‌کشد خیلی آرام می‌گذرد، برای کسی که می‌ترسد خیلی سریع، برای کسی که غمگین است طولانی می‌گذرد و برای کسی  که شادی می‌کند کوتاه است اما برای آن‌هایی که عاشق هستند و عشق می‌ورزند زمان ابدی است.» با هیچ ایده‌ای بهتر از این نمی‌توانم فیلم دوران زیبا (La Belle Epoque) ساخته‌ی نیکلا بدو را توصیف کنم. فیلمی در باب زمانی که آدم‌ها را فرسوده می‌کند و زمانی که نیاز دارند تا دوباره عاشق بشوند و از عشق ابدیتی بسازند. این فیلم می‌تواند در فهرست آن فیلم‌های حال خوب کن قرار بگیرد.

فیلم پسران بد تا ابد (Bad Boys For Life) یک اثر اکشن کمدی است که امسال موفق شده تا اینجای کار در صدر جدول باکس آفیس جهانی قرار بگیرد. پسران بد تا ابد را عادل ال اربی و بلال فلاح کارگردانی کرده‌اند و محصول سونی پیکچرز است.

به عقیده‌ی بسیاری از سینمادوستان اصغر فرهادی مهم‌ترین و شناخته‌شده‌ترین کارگردان نسل سوم موج نوی سینمای ایران است. فیلم‌سازی که با روایت قصه‌هایی واقع‌گرایانه و مبتنی ‌بر اخلاق‌گرایی، شخصیت‌های خاکستری رنگش را پیش روی مخاطب قرار می‌دهد و به شکل جالب توجهی همذات‌پنداری او را برمی‌انگیزند. عاملی که سینمای فرهادی را از سایر کارگردانان هم‌سبکش متمایز می‌کند، بدعت‌های او در نحوه‌ی طرح مساله یا پرداخت نیست، بلکه توجه مثال‌زدنی این نویسنده و کارگردان خلاق به جزییات فیلم‌نامه است. فرهادی قصه‌هایش را بر اساس ماوقع و شوک داستانی پیش می‌برد و جزییات و سیر اتفاقات فیلم‌نامه آن‌قدر حساب‌شده و دقیق است که مخاطب به یک‌باره خود را عاجز در پیشگاه اخلاقیات می‌یابد. در این مطلب به مناسبت فرا رسیدن چهل‌ و هشتمین زادروز اصغر فرهادی سری زدیم به دنیای آثار او و فیلم‌های اصغر فرهادی را از بدترین تا بهترین رتبه‌بندی کردیم.

جو روسو می‌گوید با شبکه نت‌فلیکس به توافق رسیده تا فیلم‌نامه فیلم استخراج ۲ را آماده کند. فیلم سینمایی «استخراج» محصول جدید نت‌فلیکس با بازی کریس همسورث، دیوید هاربر، راندیپ هودا و گلشیفته فراهانی و به کارگردانی سم هارگریو اواخر ماه میلادی گذشته به نمایش درآمد و مورد استقبال گسترده مخاطبان این شبکه قرار گرفت.

شرکت والت دیزنی روز دوشنبه اعلام کرد که تایکا وایتیتی کارگردان نیوزیلندی که ساخت آثاری چون «جوجو خرگوشه» و «ثور: راگناروک» را در کارنامه دارد قرار است فیلم جدیدی را در مجموعه جنگ ستارگان کارگردانی کند.

آخرین خبر پنج فیلم تام هنکس که باید ببینید

1 1 1 1 1 (1 امتیاز)
پنج فیلم تام هنکس که باید ببینید - 4.0 out of 5 based on 1 vote

درست است که خالق فیلم‌ها فیلمنامه‌نویسان و کارگردانان هستند اما در تاریخ سینما بازیگرانی داریم مثل مارلون براندو یا آل پاچینو یا کری گرانت یا همفری بوگارت و خیلی‌های دیگر که بدون آن‌ها نمی‌شود فیلم‌هایی را که بازی کرده‌اند، متصور شد. تاثیر آن‌ها روی فیلم‌ها به اندازه‌ی کارگردانان و فیلمنامه‌نویسان است. تام هنکس یکی از بازیگران سینمای معاصر است که چنین تاثیری روی فیلم‌هایش دارد. در کارنامه‌ی پر و پیمانی که دارد انتخاب بهترین فیلم‌های تام هنکس کار ساده‌ای نیست ولی سعی کردیم پنج فیلم جریان‌ساز‌تر کارنامه‌اش را که در آن‌ها نقش‌های متفاوتی ایفا کرده انتخاب کنیم. در ادامه‌ی این فیلم‌ها می‌توانید بیوگرافی کوتاهی از این بازیگر ۶۳ ساله که شش بار تاکنون نامزد جایزه‌ی اسکار شده و از این شش بار دو دفعه اسکار را برای ایفای بهترین بازیگر نقش اول مرد از آن خودش کرده، بخوانید.

با نگاهی به یک دهه گذشته می‌توان ادعا کرد حدود ۱۰ سال فوق‌العاده پربار برای فیلم‌های اکشن سپری شده است. گرچه می‌توان به انتخاب مجموعه گسترده‌ای از فیلم‌های اکشن در سراسر جهان دست زد اما در این نوشته صرفا قصد داریم ۱۰ اکشن هالیوودی برتر این دهه را معرفی کنیم. آثاری با بدل‌کاری‌های پیشرفته، تعقیب و گریزهای نفس‌گیر، صحنه‌های به‌یادماندنی مبارزه و جلوه‌های ویژه تاثیرگذار.

شخصیت‌های داستانی نقش عجیب و جذابی در زندگی ما ایفا می‌کنند. انسان‌هایی خیالی که از ذهن نویسندگانشان خلق شده‌اند و بعد بازیگری توانا به آن‌ها زندگی بخشیده و انقدر گرم و واقعی و زنده به نظر می‌رسند که خیلی اوقات به خودمان می‌آییم و می‌بینیم داریم پا به پای آن‌ها اشک می‌ریزیم، می‌خندیم، می‌ترسیم یا هیجان‌زده می‌شویم. ماجرا از چه قرار است؟ هیچ‌کدام از آن‌ها که واقعی نیستند، همه‌مان هم می‌دانیم یکسری بازیگر دارند مقابل دوربین و تیمی چند ده نفره از عوامل، «نقش» بازی می‌کنند. دلیلش ساده است، شخصیت‌هایی که خوب خلق و پرداخته شده‌اند، و بازیگرانی درجه یک آن‌ها را به زندگی آورده‌اند، بعد از مدتی راهشان را به درون ذهنمان باز می‌کنند و تبدیل به بخشی از حافظه‌مان می‌شوند، انگار با دیدن تصاویری از زندگی‌شان یکی از آشناهایمان (و در برخی موارد حتی عضوی از خانواده‌مان) می‌شوند و آن‌ها را به عنوان انسانی واقعی می‌پذیریم. حالا حسابش را کنید وقتی قرار است در یک سریال طولانی و چند فصلی با این کاراکترها همراه شویم، چه حجمی از خاطرات و تجربیات مشترک از آن‌ها به ذهنمان منتقل می‌شود. مگر دوست داشتن و وابستگی به آدم‌های واقعی زندگیمان با چیزی به جز خاطرات و تجربیات مشترک رقم می‌خورد؟